مهمترین عناوین روز

 

 



پویاخبر - محمود مزینانی - چه زمانی باید برای بحران آماده شد؛ رسالت مطبوعات چیست؛ از نظر نویسنده امروز و هر ساعت زمان مناسب و قطعی برای مسئولیت هشدار رسانه است؛ نه فردا، نه نوبت نشر!

زلزله بامداد جمعه، 19 اردیبهشت امسال در حال و روز کرونا زده ی تهران که دامنش رفته رفته در سفره ی رزق و روزی مردم پهن تر و پهن تر می شود، ختم به خیر گردید؛ که ختم به خیر شدن همیشه شیرین است؛ اما بی تردید تهران در روزهای بحران، جشن، حرمان و نمایش های سیاسی و ... نیازمند آمادگی است. تعلل در آماده شدن، شاید آنقدر که کرونا فرصت تصمیم می دهد، ابتکار عملی برای ما باقی نگذارد.

کرونا هنوز در شهر است و مسئولین بهداشت و درمان از وضعیت ناراضی هستند؛ بیشتر این نارضایتی متوجه شهروندانی است که رگه هایی از خستگی در آن ها دیده می شود؛ اگر چه در خصوص کرونا تمام دنیا بر راهکارهای پیشگیرانه متمرکز شده و به سمت آغاز فعالیت اقتصادی به همراه مجموعه ای پروتکل های بهداشتی می روند اما این سازگاری در برابر زلزله موثر نیست؛ زلزله پدیده ای ناگهانی و ویرانگر است که تمام چارچوب های مدیریتی جامعه از جمله بهداشت و اقتصاد را متأثر می کند.

کلان شهر تهران برای مقابله با زلزله و بسیاری از بحران های دیگر نیازمند تدابیر ویژه است که قطعاً فعالیت هایی در این حوزه از سوی دستگاه های مختلف در دستور کار است اما رفتار مردم در تکانه هایی همانند آنچه که در 19 اردیبهشت شاهد بودیم ضرورت هایی در تدوین راهبردها به ذهن متبادر می کند که در ادامه به سرفصل هایی که باید در تدوین هر گونه راهبرد، به آن اندیشید، مورد اشاره قرار می گیرد.

این سرفصل ها، اشاره به ضرورت هایی دارد که تهران و شهروندان آن را، صرفاً برای مواجهه با بحران آماده می کند، پر واضح اینکه محورهایی بسیاری در خصوص زلزله و ایمن سازی زیست شهری باید مد نظر قرار گیرد.

سامانه ها: منظور از سامانه ها رویه هایی است که فرآیند آن به درستی تنظیم شده است و آحاد جامعه پذیرفته اند که با اطمینان به رویه ها یا همان سیستم، در زمان بحران، کمترین آسیب را خواهند دید. آن ها در زمان بحران نیاز به آزمون و خطا و جمع آوری داده ها ندارند؛ سیستم آن ها را هدایت خواهد کرد؛ سامانه های به مدد تیم های رسمی و امداد می آیند و جای مجلس گردانی در صحنه ی بحران را می گیرند.

ذیل این سامانه ها، نحوه ی اقدام واحدهای بهداشت و درمان به شکلی سیتماتیک فعال می شود.
رویه های تمرین شده و تمرین: خسارت و آسیب بحران بسته به زمان اقدام و قدرت انتخاب متفاوت است؛ مواجهه با بحران نیازمند وجود آمادگی و سناریوهای مختلف برای بحران های مختلف و با شدت های گوناگون است، که با تمرین قدرت کاربردی پیدا می کند؛ در بسیاری از تیم های امداد و ورزش، تیم هایی که با امکانات اولیه و غیر مدرن ولی با ذهنیت آماده و تمرین بالا حاضر می شوند از تیم هایی که به انواع تجهیزات مجهز، ولی تمرین کافی ندارند، موفق ترند. تمرین و تبیین چارچوب آن برای سطوح مختلف اجتماع در شرایطی که استفاده از نیروهای داوطلب هم در دستور کار باشد حیاتی است.

این تمرین ها نیازمند زمان است و در طول زمان بهبود پیدا می کند لذا از دست دادن زمان پشیمانی حسرت باری خواهد داشت.

آموزش: هر آنچه که قرار است جهت همراهی مردم تبیین شود و هر گونه رفتاری که قرار است در مواقع بحران بروز نماید در آموزش نهفته است. رفتار مردم در زلزله ی 19 اردیبهشت بسیار متفاوت تر از رفتار آن ها در زلزله ی سال های قبل بود؛ آن ها از طریق شبکه های اجتماعی نکات آموزنده ای را فراگرفته اند؛ اینکه زمان زلزله عموماً فرصتی برای رسیدن از طبقه ی پنجم به لابی و به فضای بیرون نیست(از آسانسر هم نباید استفاده کرد) اگر چه این آموزش ها پراکنده و مجازی بودند اما بعد از آن، سطح اطلاع عموم بالا تر رفته است و حتی موضوع تهیه کیفی حاوی ملزومات ضروری جدی گرفته می شود.

تشویق رفتارهای بایسته ی شهروندی نیز در زمره محتوای مورد آموزش، باید مد نظر باشد.

قطعاً بسیاری از این فرآیندها در مجموعه های مختلف، مالکینی دارد. اما بحران ها نشان می دهد شهروندان آمادگی ندارند و خودجوش، راه هایی را جستجو می کند که کلاف بحران را می تواند پیچیده تر کرده و مدیر بحران را مستأصل نماید؛ گو اینکه از سوی بسیاری از مطلعین و صاحب نظران نیز وضعیت فعلی مدیریت بحران تأیید نمی شود.

شاید اشاره به فیلم هایی هالیود فارغ از جنبه های سیاسی و بصری مفید بشاد که در آن، همزمان با ترسیم مهیب ترین بحران ها، شهروندان را برای مواجهه با بدترین شرایط آماده می کنند؛ البته این تنها هدف تولید این فیلم ها نیست! بلکه ترسیم بحران ها و اینکه در حین و بعد از بحران چه شرایطی وجود دارد در ترغیب آحاد جامعه به آموختن و اعتماد به سیستم ها موثر است.

سرمایه های اجتماعی: سرمایه های اجتماعی دارایی نامشهود از منش و رفتار و مشارکت مردم است که در آن افراد بدون چشم داشت مادی، هنجارها و رفتارهای مثبت اجتماعی را قبول، اجرا و تقویت می کنند. دین اسلام نیز به واسطه ی تأکیدات آن بر تعهد اجتماعی و تشویق مسئولیت پذیر، بستر ساز رشد سرمایه های اجتماعی است.

این سرمایه ها که خود را در همراهی ها و همدلی ها و در روابط عموم نسبت به هم نشان می دهد، فرصت لازم را در اختیار مدیریت بحران قرار می دهد تا از نیروی اندک خود، به بهترین نحو استفاده کند.

در ایران این سرمایه غنی است؛ هر چند به واسطه ی پاره ای مشکلات اقتصادی و معیشتی و در برخی موارد نیز سیاسی، آسیب هایی متوجه آن شده است اما این سرمایه نابود نشده است؛ ضروری است این سرمایه مورد توجه جدی قرار گیرد؛ قطعاً نقص در این روحیه مواجهه با بحران ها را دشوار می نماید جایی که مسئولین رسمی نیاز به اعتماد و همراهی مردم و کمک آن ها دارند.

تهران و تراکم جمعیت و تنوع نیازهای شهری و پیچیدگی روز افزون در یک ابر شهر، قبل از پلیس نیازمند همکاری است؛ این همکاری اشاره به حل و فصل عاقلانه و تعامل افرادی دارد که با استفاده از بلوغ رفتاری نیاز به دخالت شخص ثالث را به حداقل ممکن می رسانند. همکاری شهروندان همراه ضرورت های شهری است؛ صبر، سعه صدر، منطقی بودن، پرهیز از رفتار مخرب، جمع خواهی به جای خودخواهی و ... نیازهای زمان بحران است که در سایه سرمایه ی اجتماعی قابل تصور است.

فن آوری و هوشمند سازی: امروزه موضوع شهر و هوشمندی به پروژه ی شهرهای هوشند ارجاع داده می شود. این قبیل پروژه ها زمان بر بوده و نیازمند همراهی بسیاری از دستگاه هستند، ضمن این که تأمین مالی آن ها نیز موضوع کلیدی در مدیریت شهری است. اما محدود کردن آندسته از خدمات و فعالیت هایی که می توانند اولویت در هوشمند سازی باشند و در زمان های بحران نیز اثر خود را نشان دهند، باید در دستور کار قرار گیرد.

استفاده از فن آوری و ظرفیت های هوشمند سازی در بخش درمان، پایش هوایی و امداد رسانی با استفاده از پهباد ها، ایجاد شبکه ای از حسگر ها برای مانیتور کردن سطح شهر و دسته بندی مناطق بر اساس وخامت ، در کاهش و مدیریت بهتر بحران می تواند کمک نماید. در سطح دنیا استفاده از این ظرفیت ها سرعت گرفته است و در ایران اما بخش فن آوری های مالی و تجارت الکترونیک بیشتر مشاهده شد.

این بخش، ظرفیت منحصر به فردی برای استفاده از جوانان تحصیل کرده است که باید بدور از رفتارها، سیاست ها و برنامه های مخرب مورد توجه قرار گیرد.

نظام اطلاع رسانی: ایجاد شبکه ای که در آن تحت هر شرایط بتوان اطلاع رسانی را، حین و بعد از بحران حفظ کرد ضروری است؛ بعد از بحران و بسته به شدت خسارات، ریسک توقف فعالیت ها، قطعاً قابل پیش بینی است در عین حال بییشتر از هر زمان هماهنگی و اطلاع رسانی به مردم و تیم های امداد ضروری است. این شبکه می تواند آخرین اطلاعات و وضعیت را با توجه به ظرفیت ها در اختیار مردم منطقه قرار داده و مدیریت یکپارچه ای را اعمال نماید.

آنچه از اطلاع رسانی انتظار می رود عبارت است: اطلاع رسانی دقیق از نیازها، شرایط، آخرین وضعیت شهر و ضرورت های زمانی آن، که مرجع شهروندان نیز باشد.

به عنوان نمونه، در این سیستم شهروند می داند در مواقع بحران از کدام مسیر و برای رسیدن به چه مقصدی، باید چه تصمیم بگیرد؛ او این موضوع را آموخته است و در طول سال نیز از طریق "آموزش شهری" تکرار کرده است.

مسئولین: ارتقاء کیفیت حکمرانی، کلید ارتقاء قدرت مسئولین در سازمان های مختلف، در مواجهه با بحران ها است، اطمینان خاطری که جامعه از نحوه ی انجام مسئولیت های استنباط می کند همان نیاز اصلی و اساسی در زمان بحران برای مسئولین است.

این موضوع تعهد کلانی است که خود نیازمند مجموعه فعالیت های گسترده است.

مشارکت ها: این سرفصل اشاره به تشکیل مجموعه ای از نیروها دارد که بیش از عموم مردم آموزش دیده اند و مهارت هایی را داوطلبانه طی کرده اند. آن ها دغدغه خانواده های خود را ندارند و می تواننند در کنار نیروهای رسمی و ملی و در هماهنگی با آن ها و تحت هدایت واحد، در ایجاد نظم، هدایت، امنیت و همراهی با مردم ایفای نقش کنند. وظایف آن ها تدوین و برای شهروندان تبیین شده است.

فعلا زلزله رفته است تا ثانیه ای دیگر؛ شاید البته!

 

 

 

 

 

 

 

 

Back to Top

Template Design:Dima Group