ترکیه میخواهد از توان و نقشآفرینی ایران بهره گیرد/ تهران؛ حامی یکپارچگی سوریه
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، در آستانه یکسالگی سقوط نظام سیاسی در سوریه، معادلات بسیاری هم در جغرافیای داخلی این سرزمین و هم در ارتباط دمشق با کشورهای منطقه و جهان تغییرات بسیاری کرده است. «بشار اسد» رئیس جمهور پیشین سوریه در پی حمله مخالفان حکومتش از دمشق گریخت و به روسیه پناهنده شد و به این ترتیب نظام سیاسی تازهای به رهبری «احمد الشرع» از رهبران مخالفان در سوریه شکل گرفت.
در تمام فرایندهای طی شده در یک سال گذشته، کشورهای مختلفی نقشآفرینی کردند اما نقش دولت ترکیه از زمان سقوط تا به امروز از دیگر کشورها و دولتها پررنگتر بوده است. گرچه تحولات دمشق و سقوط نظام سیاسی اسد، روابط سوریه را با بسیاری از کشورهای منطقه و جهان دستخوش تغییر ساخت اما میتوان گفت بیشترین تاثیر این رویدادها بر روابط دمشق با تهران بود. روابطی که در یک سال از شراکت و اتحاد استراتژیک به تنش و سردی و قطع روابط تبدیل شد.
مدیریت روابط با سوریه و کاستن از تنش یکی از مهمترین کارویژههای ایران است. از سوی دیگر امنیت سوریه به عنوان سرزمینی با موقعیت ژئواستراتژیک هم برای ایران و هم برای بسیاری از کشورهای منطقه بسیار مهم بوده و از این رو رایزنیهای گستردهای در طول یکسال گذشته برای چارهاندیشی درباره نحوه تامین این امنیت میان مقامات کشورها انجام شده است. سفر اخیر «هاکان فیدان» وزیر امور خارجه ترکیه به ایران هم در راستای همین رایزنیها بوده است. رسیدن به چارچوبی که بتواند ضمن تامین امنیت در منطقه شامات، از نفوذ و زیادهطلبیهای رژیم اسرائیل در این منطقه هم جلوگیری کند، از اهداف اصلی ایران و ترکیه در قبال سوریه است از این رو و به منظور بررسی چنین چارچوبی و نیز اهداف و انگیزههای بازیگران زمین سوریه با «سیامک کاکایی» تحلیلگر روابط بینالملل و پژوهشگر حوزه ترکیه به گفتوگو پرداختیم.
روندهای سیاسی، اجتماعی، امنیتی و نظامی در سوریه در مسیر مورد نظر ترکیه پیش نرفتهاند
یک سال پیش در چنین روزهایی نظام سیاسی اسد در سوریه سقوط کرد و پس از آن تا به امروز ترکیه به عنوان مهمترین بازیگر این میدان نقش آفرینی کرده است. به عنوان سوال نخست بفرمایید اهداف و انگیزههای این میزان تکاپوی آنکارا در سوریه چیست؟
یک سال پس از سقوط نظام و دولت بشار اسد، بافت و شرایط سیاسی در این کشور و همچنین وضعیت بازیگرانی که در سوریه نقش و نفوذ دارند، بسیار متفاوت است. این وضعیت پس از سقوط بشار اسد پدیدار شد. اجازه دهید به همان هفتههای نخست دگرگونی نظام سیاسی در سوریه اشاره کنم؛ در آن زمان افرادی مانند آقای هاکان فیدان و همچنین رئیس میت، ابراهیم کالن، بلافاصله به سوریه و دمشق سفر کردند. آقای کالن به همان مسجد اموی رفت که رجب طیب اردوغان در سال ۲۰۱۲ آرزو کرده بود بهزودی در آن نماز بخواند؛ آرزویی که فاصله زیادی با تحقق داشت. همچنین آقای هاکان فیدان در کوهپایههای کوههای اطراف دمشق، در اقدامی نمادین، در هوای سرد قهوه نوشید. این اقدامات بیانگر تغییر استراتژی و تاکتیک ترکیه در سوریه بود و برداشت عمده این بود که ترکیه برنده یا پیروز اصلی تحولات سوریه است.
اما روند اوضاع و شرایطی که در یک سال گذشته در سوریه پدیدار شد و به وقوع پیوست، به این معنا نیست که ترکیه برنده واقعی همه تحولات سوریه بوده است. با این حال، لازم است تاکید شود که ترکیه همچنان یک بازیگر مهم و کلیدی در ارتباط با سوریه بهشمار میآید. بنابراین شاید مهمترین تحولاتی که در ارتباط با سوریه در یک سال اخیر رخ داد، مجموعهای از فاکتورهایی بود که وضعیت را برخلاف تصور آنکارا رقم زد.
یکی از این عوامل، ورود و بازیگری اسرائیل در صحنه داخلی سوریه بود؛ از جمله اقدامات نظامی، حملات گسترده هوایی، نابودسازی زیرساختهای نظامی سوریه، تجاوز به خاک این کشور و تصرف یا اشغال بخشهایی از سرزمین سوریه در منطقه جولان، حتی نزدیک جنوب دمشق. همچنین ایجاد اخلال در بافت اجتماعی سوریه و حمایتهایی که اسرائیل از برخی جریانها مانند دروزیها انجام داده است، همراه با صحنهگردانیهای نظامی و ایجاد یک فضای امنیتی و سیاسی خاص، عملاً چالشی جدی برای ترکیه ایجاد کرده که بحث درباره آن مفصل است.
بنابراین، تحلیل یکساله تحولات و دگرگونیهای سیاسی سوریه از منظر سیاستهای آنکارا از چند جنبه قابل بررسی است؛ نخست اینکه نظام بشار اسد دگرگون و ساقط شد و این خواست اصلی ترکیه بود که محقق شد. ترکیه از حامیان اصلی جریانهایی بود که در ادلب مستقر بودند و تحت حمایت این کشور قرار داشتند؛ بنابراین حضور آنان در صحنه سیاست و حکومت سوریه بهنفع ترکیه و یک نکته اصلی بود.
دوم اینکه ترکیه نسبت به دغدغههای امنیتی خود در سوریه در ابتدا چنین میپنداشت که میان دولت جدید سوریه و کردهای سوریه توافق قطعی حاصل خواهد شد. البته توافقی در مارس ۲۰۲۵ انجام شد، اما هنوز اجرایی نشده و این امر همچنان نتوانسته است که جریانهای کردی در سوریه را برچیند که سیاست محوری ترکیه هم پرچیده شدن این جریانها بوده است.
سوم اینکه صحنه بازی و معادلات در سوریه با ورود موثر و دخالتها و اشغالگریهای اسرائیل با چالش مواجه شده است.چهارم اینکه ترکیه، با وجود آنکه مهمترین حامی دولت انتقالی، دولت جدید و نظام سیاسی تازه سوریه است اما هنوز بخشهایی از خاک سوریه را در کنترل خود دارد و از آن مناطق خارج نشده است. این امر خود چالشی برای آینده سوریه محسوب میشود. تقابل میان ترکیه و کردهای سوریه همچنان باقی است و ثبات کامل در سوریه برقرار نشده است. تحولات داخلی میتواند ناآرام باشد و میان کردها و دولت سوریه هنوز اجماع نهایی ایجاد نشده است. در کنار این موارد، دخالتهای آمریکا در سوریه نیز پایان نیافته است.
از مجموع این شرایط چنین برمیآید که اگرچه ترکیه از تغییر نظام سیاسی سوریه بسیار خشنود بود و از آن حمایت کرد و بلافاصله پس از مدتی سفارت خود را در دمشق بازگشایی و سفیر جدید اعزام کرد اما روندهای سیاسی، اجتماعی، امنیتی و نظامی در سوریه هنوز در مسیر ثبات مورد نظر ترکیه پیش نرفتهاند و اوضاع داخلی سوریه همچون دیگی جوشان است که میتواند شرایط را پیچیده کند؛ پیچیدگی که همچنان در صحنه داخلی سوریه وجود دارد.
نگاه آمریکا به سوریه همچنان متناقض است/ اسرائیل در اندیشه تجزیهطلبی
با وجود تنشی که میان اسراییل و دولت آقای الشرع وجود دارد، آمریکا همچنان از وی حمایت میکند. برخی نقش ترکیه در این حمایت را پررنگ میدانند و معتقدند که آنکارا از ترامپ این حمایت را خواسته است، این حمایت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و چه افقی را میتوان در مسیر روابط سوریه و رژیم اسرائیل پیشبینی کرد.
سیاست اسرائیل در سوریه یک سیاست برهمزننده است؛ بهدلیل اقداماتی نظامی که در این منطقه انجام داده و همچنان نیز ادامه میدهد. این یک بُعد ماجرا است. بُعد دوم به نوع مناسبات آمریکا و دولت جدید سوریه مربوط میشود؛ مناسباتی که رو به تعامل است. دیداری که میان احمد الشرع و دونالد ترامپ در عربستان، با میانجیگری ترکیه نقطه عطفی بود و آمریکاییها از لغو تحریمهای سوریه حمایت کردند. بهعبارتی، این اقدام نوعی شناسایی قلمداد میشود اما در صحنه داخلی سوریه نگرشهای دیگری وجود دارد که بر پیچیدگی فضا افزوده است.
از یکسو، آمریکا همچنان در بخشهایی از شمالشرقی سوریه نیروی نظامی دارد و این مسئله از سوی ترکیه مورد نقد قرار میگیرد. آمریکا هنوز به اجماعی نرسیدهکه نیروهای خود و نیز حمایت نسبی یا ضمنیاش از کردهای سوریه را کنار بگذارد؛ موضوعی که برای دولت سوریه نیز محل بحث است. در کنار این، چشماندازی جدید در مسیر گشایش در مناسبات آمریکا با سوریه یا نوع نگاه جدید واشنگتن به سوریه جدید پدید آمده است و این موضوع در سخنان تام باراک، نماینده ویژه ترامپ در امور سوریه وجود دارد که در چند نشست تخصصی نیز دیده میشود. او در یکی از گفتوگوهای مهم مطبوعاتی از یکپارچگی و وحدت داخلی سوریه و ایجاد نظامی جدید سخن گفت که همه جریانها، گروهها و اقلیتهای قومی و مذهبی در آن مشارکت داشته باشند؛ یعنی در قالب یک نظام سیاسی جدید وحدتگرا. این دیدگاه بسیاری جدی و برای ترکیه هم بسیار مطلوب بود.
اما در مقطع دیگری تناقضی در سخنان تام باراک مشاهده شد؛ زمانی که اظهار کرد سوریه میتواند بهسمت یک سیستم غیرمتمرکز حرکت کند. پس از این سخنان، دو دیدگاه تقویت شد؛ نخست آنکه در گفتوگو و تعامل میان کردهای سوریه و دولت سوریه نوعی سردی ایجاد شد و کردها بار دیگر موضوع خودمختاری بیشتر را مطرح کردند. در نتیجه، مذاکرات و توافقات پیشین در ابهام قرار گرفت. دوم اینکه برخی تحلیلگران مطرح کردند ممکن است سخنان تام باراک تحت تاثیر نگاهی باشد که اسرائیل در سوریه دنبال میکند؛ دیدگاهی که در ترکیه نیز طرفداران زیادی دارد. در داخل ترکیه بحثهای زیادی مطرح شده است مبنی بر اینکه اسرائیل ممکن است در سوریه بهدنبال اندیشه تجزیهطلبی باشد؛ با حمایتهایی که از برخی جریانها مانند دروزیها میکند و نیز با حضور اشغالگرانه و ایجاد بیثباتی در سوریه.
بنابراین، از یک سو تقابل میان اسرائیل و نظام سیاسی جدید سوریه وجود دارد و از سوی دیگر، آمریکا از این نظام جدید حمایت میکند. این دو رویکرد هنوز نتوانستهاند به هم نزدیک شوند و همین موضوع باعث شکلگیری تفاوت و چندگانگی دیدگاه در آمریکا نسبت به سوریه شده است. در کنار این موارد، نگرانیهای ترکیه در قبال دخالتهای اسرائیل در سوریه نیز بسیار جدی است.
عربستان در آینده سوریه نقشی مهم برای خود تعریف کرده است
این میزان حضور پررنگ ترکیه در معادلات سوریه آیا کشورهایی مانند عربستان را نگران خواهد کرد یا ریاض هم مسیر همراهی و همکاری در سوریه را با ترکیه انتخاب خواهد کرد؟
عبارت یا مفهوم «حضور پررنگ ترکیه در معادلات سوریه» را باید پذیرفت؛ بهعبارتی میتوان گفت ترکیه پس از سقوط و تغییر نظام سیاسی در سوریه و بعد از بشار اسد، به یک بازیگر کلیدی تبدیل شده است. این تحول، نگاه دیگر بازیگران را نیز نسبت به نقش ترکیه در سوریه تحت تاثیر قرار داده و باید مورد ارزیابی قرار گیرد. یکی از این بازیگران، عربستان سعودی است.
عربستان از کشورهایی بود که بهشدت و بهطور جدی از دگرگونی سیستم سیاسی سوریه و کنار رفتن بشار اسد حمایت کرد. رفتوآمدها و تعاملاتی که میان مسئولان جدید سوریه و عربستان شکل گرفته، نشان میدهد عربستان به بافت سیاسی جدید در سوریه بسیار نزدیک شده است. دیدگاه عربستان نسبت به نقش و جایگاه ترکیه در معادلات سوریه نیز چندگانه است. از یکسو، عربستان از نقش مهم ترکیه در ایجاد ثبات سیاسی در سوریه حمایت میکند اما از سوی دیگر، نسبت به این احتمال که ترکیه بخواهد نقش و نفوذ سیستمی و آینده عربستان در سوریه را به چالش بکشد یا کاهش دهد، بهطور جدی منتقد و نگران است. بنابراین عربستان با نوعی احتیاط با این مسئله برخورد میکند.
عربستان برای آینده سوریه نقشی مهم برای خود تعریف کرده است؛ نقشی که هم به لایههای حکمرانی در سوریه مربوط میشود و هم به روند بازسازی این کشور. این موضوع میتواند نقطه تلاقی سیاستهای ترکیه و عربستان باشد. هرچند در یک سال گذشته وضعیت تقابلی میان این دو کشور مشاهده نشده، اما لازم است تاکید شود که عربستان بستر جدیدی را در ارتباط با سوریه تعریف کرده است.
حمایتهای سیاسی عربستان از احمد الشرع، سفر او به عربستان، همکاریهایی که میان عربستان و آمریکا انجام شده، و همچنین میانجیگریهایی که عربستان برای تقویت نظام جدید سوریه دنبال میکند، همگی از عواملی هستند که در نقش و نفوذ آتی عربستان در سوریه تاثیرگذارند. در این میان، هم ترکیه نسبت به افزایش نفوذ عربستان در سوریه نگران است و هم عربستان نسبت به افزایش نقش و کارکرد ترکیه در این کشور نگرانی دارد. در واقع این دو بازیگر تحرکات یکدیگر را تعقیب میکنند تا نوع سیاست آنها در نقطه تقابلی با منافعی که برای خود تعریف کردهاند در وضعیت تنشآمیز نباشد.
مداخله بازیگران بیرونی در سوریه همچنان پررنگ است/ تداوم تعارضات گروههای کرد
این حضور پررنگ چه تاثیری بر آینده گروه های کرد حاضر در سوریه دارد؟
مسئله کردها در سوریه یک موضوع بسیار حیاتی است؛ هم در داخل سوریه از حیث سیاست، حکومت و نقش آینده کردها در ساختار سیاسی و جغرافیایی این کشور، و هم از منظر نوع تعامل آنان با حکمرانان. نوع توافقی که میان دولت جدید سوریه و کردها، از جمله توافق با مظلوم عبدی، شکل گرفته، بخشی از این موضوع است و بر آینده و روند وضعیت کردها در سوریه تاثیرگذار خواهد بود. به این معنا که نقش دیگر بازیگران درباره مسئله کردها در سوریه بسیار تاثیرگذار است.
این برداشت وجود دارد که آمریکا از کردها حمایت ضمنی میکند. این موضوع در سخنان تام باراک نیز مطرح شده است؛ هرچند وی تاکید کرده که آمریکا هرگز به کردهای سوریه وعده ایجاد یک سیستم فدرالی نداده است. آنان در خصوص تغییر وضعیت پس از اسد گفتوگوهایی کردهاند اما آمریکا مایل است میان کردها و دولت جدید سوریه توافقی پایدار بهوجود آید تا دو طرف بتوانند به یک نقطه نظر مشترک برسند.
از سوی دیگر، ترکیه بهشدت نسبت به فعالیتهای سیاسی کردها و ایدههایی که کردها در سوریه دنبال میکنند نگران است. این نگرانی ترکیه، نگرانیای امنیتی، سیاسی و ژئوپولیتیکی است. ترکیه نسبت به چشمانداز آینده وضعیت کردها در سوریه حساس است، زیرا جریانهای کرد سوری، از جمله نیروهای مدافع خلق، حزب دموکراتیک سوریه یا قسد، را ادامه همان جریان پکک میداند و معتقد است این جریان نفوذ جدی در میان کردهای سوریه دارد. از منظر ترکیه، جریانهای کردی در سوریه در قالب یک نگاه تروریستی تعریف میشوند و ترکیه نسبت به هرگونه تلاش برای ایجاد اقلیم کردی در سوریه خط قرمز تعیین کرده است. به همین دلیل، بخشهایی از مناطق شمالغربی و شمالشرقی سوریه که هممرز با ترکیهاند، همچنان در کنترل و اشغال ترکیه قرار دارند. ترکیه هشدار داده است که هرگونه تحرک کردی در سوریه با امنیت و منافع ملی آنکارا در تضاد است و با آن مقابله خواهد کرد. از همینرو، حضور نظامی ترکیه در این مناطق ادامه دارد و این وضعیت بر روند شرایط کردی در سوریه تاثیرگذار است.
به همین دلیل ترکیه نسبت به سیاستهای آمریکا درباره حمایت ضمنی از کردها نیز انتقاد دارد. با این حال، این نگرانی و چالش درخصوص وضعیت کردها در سوریه به این معنا نیست که مسئله لاینحل باقی بماند یا در مسیر رسیدن به اجماع حرکت نکند. در یک سال اخیر، پس از توافق ماه مارس میان کردها، مظلوم عبدی و احمد الشرع، روندی آغاز شده است؛ اما هنوز این روند منجر به خلع سلاح یا پیوستن نیروهای کرد به ارتش سوریه و ادغام آنان در ساختار نظامی کشور نشده است. ترکیه با بخشی از این روند مخالف است، اما با اصل برخورداری کردها از حقوق مشخص در چارچوب سوریه یکپارچه موافق است تا در کنار آن بتوانند در سیاست و حکومت مشارکت داشته باشند.
اگر بخواهیم چند چالش را در میان جریانهای داخلی سوری بررسی کنیم، چالش مربوط به دروزیها، علویان و کردهاست که بر روند سیاست و حکومت در سوریه تاثیرگذار است. مذاکرات میان دولت جدید سوریه و کردها انجام شده، اما هنوز به توافق نهایی و عملیاتی نرسیده است و همچنان بخشهایی از مناطق کردنشین سوریه در کنترل جریانهای کردی قرار دارد. یک سال پس از سقوط بشار اسد و تغییر سیاسی در سوریه، این مسئله هنوز به نقطه موثری نرسیده است. تهدیدها در سوریه ادامه دارد، حمایت ضمنی آمریکا پابرجاست، و تعارضهای میان کردها و دولت سوریه هنوز حل نشده است.
افزون بر این، تحرکات اسرائیل در سوریه نیز بیتاثیر بر ایجاد نوعی واگرایی در میان بافت سیاسی، اجتماعی، قومی و مذهبی سوریه نیست و بر آن اثر گذاشته است. بنابراین، چشمانداز ثبات سیاسی و رفع این چالشها در سوریه مستلزم رسیدن به یک چینش و توافق نهایی است اما مداخله بازیگران بیرونی در سوریه همچنان پررنگ است.
ترکیه در تلاش است از توان ایران در تحولات منطقه استفاده کند
برخی تحلیلگران معتقدند که دولت آقای اردوغان در حال حاضر تلاش میکند تا به عنوان میانجی میان ایران و سوریه عمل کند، چرا ترکیه در تلاش است تا روابط بین ایران و سوریه را به نوعی مدیریت کند؟
در ماههای گذشته، این موضوع در محافل رسانهای بسیار مطرح بوده و درباره آن گفتوگوهای زیادی صورت گرفته که ترکیه مایل است میان دولت جدید سوریه و ایران میانجیگری کند. این بحثها در رسانهها مطرح شده و در سطح دیپلماتیک نیز مورد توجه قرار گرفته و درباره آن گفتوگو شده است. سفری که اخیراً آقای هاکان فیدان به ایران انجام داد؛ مهم بود. آقای فیدان هم وزیر خارجه ترکیه است و هم دارای پیشینه و بافت فکری امنیتی بوده و سالها ریاست دستگاه اطلاعاتی را بر عهده داشته که نشاندهنده نگرشی متفاوتتر از منظر امنیتی و سیاسی به موضوعات است.
گفته شده است که یکی از اهداف این سفر حرکت در همین مسیر بوده و در گفتوگوهای انجامشده نیز درباره امنیت منطقهای بین ایران و ترکیه بحث شده است. آقای فیدان نیز بر این موضوع تاکید کرده است که محور گفتوگوها امنیت منطقه بوده است.
پرسشی که مطرح میشود این است که ترکیه و شخص آقای فیدان که در آغاز تغییر نظام سیاسی در سوریه اظهارات بسیار تندی علیه ایران مطرح میکرد و ایران را به مداخلات منطقهای متهم میساخت، چگونه تغییر لحن داده و اکنون در رسانهها سخن از میانجیگری در موضوع سوریه است؟ دلیل این تغییر لحن چند عامل است؛ نخست اینکه شرایط بیثباتی در سوریه پس از گذشت یک سال همچنان باقی است و ثبات لازم ایجاد نشده است. دوم اینکه سیاستهای اسرائیل در سوریه از سوی ترکیه بهعنوان سیاستهایی برهمزننده و مخرب تلقی میشود؛ بنابراین احتمال بسیار زیادی وجود دارد که ترکیه در تلاش باشد با رفع کدورتها و ابهامات موجود میان ایران و دولت جدید سوریه، از جایگاه و منزلتی که ایران در عرصه منطقه دارد بهرهبرداری کند. این موضوع بیتاثیر بر روند تحولات نبوده است.
نکته سوم اینکه این دیدگاه وجود دارد که ترکیه با رایزنیهایی که با دیگر بازیگران مرتبط با سوریه انجام میدهد، از جمله ایران و یا حتی عربستان، در پی تحقق یک هدف راهبردی است و آن افزایش وزن سیاسی و نقش خود در روند آتی تحولات سوریه است. ترکیه مایل است بهعنوان یک بازیگر فعال در این روند حضور داشته باشد. با این حال، نوع نگاه ترکیه به تحولات سوریه در یک سال گذشته با نگاه ایران همراستا نبوده است. لازم است به سالهای پیش و روند مذاکرات میان روسیه، ایران و ترکیه در چارچوب مذاکرات آستانه اشاره شود؛ گفتگوهایی که پیش از این تغییرات انجام میشد. اما در یک سال اخیر نشانی از نقشآفرینی پررنگ ترکیه در این چارچوب دیده نمیشد، هرچند اکنون بهنظر میرسد نوعی بازگشت و توجه مجدد از سوی ترکیه نسبت به نقش ایران در تحولات سوریه شکل گرفته است. این بازگشت ناشی از نگرانیها و دغدغههای ترکیه درباره وضعیت سوریه است.
نکته چهارم اینکه ترکیه همچنان نسبت به امنیت مرزهای خود با سوریه نگرانی دارد و مایل است از توان و نقشآفرینی دیگر بازیگران، مانند ایران، در ارتباط با ثبات و امنیت سوریه بهره بگیرد. این مسئله نیز بیتاثیر بر روند تحولات و احتمال میانجیگری ترکیه نبوده است.
نمیتوان انتظار داشت در یک دوره بسیار کوتاه، روابط دیپلماتیک میان ایران و سوریه بهطور کامل ایجاد شود
افق و چشماندازی برای بازگشت روابط تهران و دمشق به شرایط عادی در کوتاه مدت وجود دارد؟ ملزومات این بازگشت چیست؟
چشمانداز نگاه ایران به «سوریه جدید» و نیز مناسبات آتی میان ایران و دولت جدید سوریه از چند منظر قابل توجه است. نخست اینکه در کوتاهمدت کمی دشوار بهنظر میرسد که گشایش جدی و سریعی در این روابط ایجاد شود؛ به این معنا که نمیتوان انتظار داشت در یک دوره بسیار کوتاه، روابط دیپلماتیک بهطور کامل ایجاد شود. با این حال، نسبت به سال گذشته فضا تغییر کرده و شرایط متفاوتتری شکل گرفته است.
ایران در سوریه دارای مجموعهای از ملاحظات است؛ ملاحظات ژئوپولیتیک، مذهبی و سایر دغدغههای اما تهران همواره از یک «سوریه یکپارچه» حمایت کرده است. در کنار این مسائل، ملاحظات دیگر منطقهای که بر فرایند کلی موضوع در سوریه تاثیرگذار است از جمله دخالتها و تنشآفرینیهای اسرائیل که بر فضای امنیتی منطقه تاثیر مستقیم دارد.
با وجود این واقعیتها و چالشهایی که همچنان باقی است، این شرایط به معنای آن نیست که در آینده گشایشی در برداشتها، رویکردها یا مناسبات سیاسی میان ایران و سوریه جدید شکل نخواهد گرفت. این موضوع نیازمند بررسی در یک چارچوب و کانال دیپلماتیک و یک سری ملاحظاتی کلی است.





























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰