رهبریفرد: دِلی به خیابان آمدم؛ سرپرست پرسپولیس نمیشوم/ بازگشت خلیلی، یعنی زد و بند!
به گزارش ایرنا، نام بهروز رهبریفرد، این روزها حتی از دورانی که او بازوبند کاپیتانی پرسپولیس را بر بازو میبست، بیشتر بر سر زبانهاست. او که در ۲۰ سال اخیر، اغلب در خانه نشسته و اثری از حضورش در فوتبال ندیدهایم، در تجمعات شبانه پای کار است و بعضاً مصاحبههایی علیه دونالدو ترامپ و بنیامین نتانیاهو نیز انجام میدهد. همین حضورِ مداوم در میان مردم باعث شده تا از او به عنوان گزینه اصلی سرپرستی در پرسپولیس و جانشینی افشین پیروانی یاد شود.
رهبریفرد در گفتوگو با خبرنگار ایرنا، تمام این اخبار را تکذیب میکند و معتقد است برای پست و مقام به خیابان نیامده و فقط وظیفهاش را انجام داده است. او تأکید میکند که حداقل در این مقطع، هرگز پستی در فوتبال را نمیپذیرد و «دِلی» و فقط به خاطر دفاع از آب و خاک وطن پای کار آمده و در تجمعات شرکت کرده است. او در این گفتوگو به مسئولان باشگاه پرسپولیس نیز نقدهایی وارد میکند؛ از جمله به انتخاب محسن خلیلی توسط آنها و البته نقش مهم او در تصمیمات این باشگاه بزرگ.
این مصاحبه پیش رویتان است.
آقا بهروز؛ بعد از چند مصاحبه طوفانی در تجمعات، این روزها کمتر در رسانهها آفتابی میشوید. دلیلی دارد؟
دلیل خاصی ندارد؛ ضمن اینکه صحبت بس است و معتقدم باید بیشتر عملگرا باشیم. بگذارید حرفهایم را از اینجا آغاز کنم. همه جای دنیا مشکلات اقتصادی است، اما نه در این حد. باید فشار را از روی مردم برداریم. من نه در ادارهای کارمند بودهام، نه در شرکتی کار کردهام، نه در ارگانی به فعالیت پرداختهام، اما به عنوان یک شهروند ایرانی که حق حیات و زندگی دارم، صحبت میکنم. من دارم از زبان آدمهایی که دو ماه است به میدان میآیند، حرف میزنم. فقط هم بحثم فوتبالی است؛ چرا آدمهای مفسد که قبل از جنگ بر سر خیلی از پستها بودند، الان باید دوباره در همان سِمتها باشند.
با جزئیات صحبت میکنید؟ منظورتان مدیران باشگاه پرسپولیس هستند؟
آدمهایی که در فوتبال میلیارد میلیارد پول میگیرند، در تجمعات حضور ندارند. مردمی که کف خیابان میآیند، همه عادی هستند. در این دو ماه، فوتبالیها را در میدان ندیدیم. حتماً میخواستند نشان بدهند که با مردم، وجود و ماهیت این کشور مشکل دارند. اوضاع که آرام میشود، میبینیم که از لاکشان بیرون میآیند و هنوز سرِ پستهایشان هستند. آدمهایی که پای نظام نمیایستند، چرا باید در پستهایشان بمانند؟
در خفا صحبت نکنید. برایمان باز کنید که منظور شما چه کسانی هستند؟
الان هزینههای باشگاه پرسپولیس از کجا تأمین میشود؟ از بانک شهر. آخرش این پول برای چه کسی است؟ برای مردم. این میشود بیتالمال. بروید ورودی و خروجی پولها در باشگاه پرسپولیس را ببینید. این را که مردم عادی رقم نزدهاند و کار مدیران بوده است. چه زمانی باید جلوی این فساد گرفته شود؟ فساد است که اسرائیل و آمریکا جرأت میکنند، حمله کنند. فساد، سستی میآورد.
مگر در پرسپولیس چه اتفاقاتی رخ داده؟ فسادی وجود داشته یا دارد؟
به عنوان یک هوادار و نه پیشکسوت، میخواهم بدانم این پولهایی که به باشگاه میآید و میرود، چه میشود؟ در این ایام هم که همهی آنها یا شمال بودند، یا ترکیه و یا … چرا باید اینها دوباره سر کار بیایند؟ چرا باید آنهایی که جانشان را برای کشور میدهند، در پرسپولیس نباشند؟
یکی از این افراد، خودتان هستید؟
به جان بچههایم نه؛ خودم را نمیگویم. اگر آمدم کنار مردم، به خاطر آب و خاکم بود. اگر میخواستم پست بگیرم، در این ۲۰ سال میگرفتم. این را مسئولان باشگاه پرسپولیس و مردم و هواداران بدانند.
یعنی هیچ بحث یا پیشنهادی برای بازگشت شما به پرسپولیس و جانشینی افشین پیروانی مطرح نشده است؟
شما اگر چیزی شنیدید، من هم شنیدهام.
اما ما شایعههایی شنیدهایم که برای مصاحبه با شما تماس گرفتیم…
نه از باشگاه با من تماس گرفتند و نه خودم تمایلی به بازگشت دارم. اگر هم میگفتند، نمیرفتم. چون اعتقاد دارم که حضورم در کنار مردم، دِلی بوده و برای پست نبوده. با صراحت هم اعلام میکنم که پست نمیخواهم. همین کنار مردم بودن برایم کافی است. حتی اگر با شرایط سخت دست و پنجه نرم کنم، جایی نمیروم که کارایی نداشته باشم.
از کجا میدانید کارایی ندارید؟
حتماً در این ۲۰ سال کارایی نداشتم که مرا نخواستند. شاید هم حرف گوش نمیکردم یا نمیتوانستم زد و بند کنم. چون برخلاف خیلیها، معتقدم که فوتبال جای زد و بند است. جایی نیست که دنبال قهرمانی باشی. آدمها سر و دست میشکنند تا پست بگیرند و بعدش هم از این راه پول در بیاورند. شاید سواد سیاسی و اقتصادی نداشته باشم، اما سواد فوتبالی دارم. ۳۰ سال در این فوتبال بزرگ شدم و چشمبسته به شما میگویم کجا زد و بند و فساد هست و کجا نیست.
حالا کجا هست و کجا نیست؟
شما بروید پروندههایی که به حراست وزارت ورزش میآید، بهخصوص در پایهها و پولهایی که رد و بدل میشود را ببینید. همه حرف من فوتبال است و جاهای دیگر را نمیتوانم قضاوت کنم. در باشگاه پرسپولیس، محسن خلیلی را چرا از مدیریت آکادمی برداشتند؟ دوباره و بعد از چند ماه چرا او را آوردند؟ پروسه اینطور طی شد؛ اخراج از آکادمی و بعد از چند ماه، معاونت در باشگاه. این را میگویند زد و بند.
یعنی معتقدید اتفاقات پشت پردهای در این زمینه رخ داده است؟
خلیلی که معمولی از باشگاه نرفت؛ همه هم میدانند به چه دلیل او را کنار گذاشتند. اگر جایی بروید شفاف کار کنید، من نمیتوانم تهمت بزنم اما وقتی موارد شفاف نیست، ابهام پیش میآید. چرا خلیلی را برداشتند و چرا آوردند. اصلاً چرا شاهرودی را اخراج کردند؟ مگر قهرمانی نیاورده بود؟ اگر قرار است سال به سال آکادمی را به یک پیشکسوت بدهید که هیچ، اما اگر حرف این و آن را گوش میدهید که دیگر واویلا.
اما در همه جای دنیا، آکادمی حتی مهمتر از تیم اصلی است. چون استعدادها آنجا شکوفا میشوند و سپس برای کاهش هزینهها، به تیم اصلی میرسند. مگر میشود اینقدر راحت، همهساله مدیر آکادمی را تغییر داد؟
به این میگویند فساد. در دنیا نمونهای از این دست اتفاقات را میبینید؟ همه جا رأیگیری میکنند و انتخابات را انجام میدهند. در پرسپولیس یکی اخراج میشود و بعد از چند ماه با پُست بهتر برمیگردد. این یعنی پارتیبازی و تماس از فلان جا و بهمان جا. اگر اینگونه است، شاید در این ۲۰ سال من راه را اشتباه رفتهام.
با این اوصاف جایگزین افشین پیروانی نمیشوید؟
جای افشین را نمیگیرم. او رفیقم بوده و سالها کنار هم خاطرات خوشی را سپری کردهایم. جای شاهرودی هم نمیروم. اگر بروم، سر جای خودم میروم. الان و در این مقطع هم این کار را انجام نمیدهم. نمیخواهم خدای ناکرده به خاطر تلفن و حرکتی بروم آنجا و کاری که از صمیم قلب انجام دادم، زیر سئوال برود. تا الان هم تماسی با من نگرفتهاند.
پس به حضور در تجمعات ادامه میدهید، اما بدون چشمداشت..
از اول هم همین بوده. من اگر کنار مردم رفتم، به خاطر کشورم بود. من رهبرم را دوست داشتم، بچه هیئتی هم هستم. ادا هم در نمیآورم، موزیک گوش میدهم، زمانی پشتِ مو هم گذاشتهام، اما پای اعتقاداتم هستم. در این مملکت شدم بهروز رهبریفر. زشت نیست مردم با موتور و زن و بچه به خیابان بیایند و بعد من بروم شمال و کنار دریا ماهی بخورم؟
اینکه همچنان معتقدید که مردم نقش بسیاری در حضور شما در سطح اول فوتبال داشتند، قابل تقدیر است.
ببینید؛ ورزش یعنی مردانگی. یادم نمیرود که چقدر در ورزشگاهها مرا تشویق کردهاند. یک زمانی ما به حضور آنها در ورزشگاهها نیاز داشتیم و الان این مردم به ما نیاز دارند تا کنارشان باشیم. مردم در خیابان هستند اما بچه پولدارهای فوتبال که در این کشور به پولهای آنچنانی رسیدند، غیب شدهاند. ۱۶۸ بچه را به ناحق کُشتند، آنوقت من الان بروم پُست بگیرم. اگر هم به من پیشنهاد میشد، قبول نمیکردم. خوشبختانه پیشنهادی هم ندادند.
کمی تنفس به شما میدهم؛ از بحث فوتبال خارج شویم و به جنگ ۴۰ روزه برسیم. هنوز هم میخواهی یکتنه جلوی ترامپ بایستی؟
وقتی پای خاکمان وسط بیاید، باید گردنمان را بگذاریم. باز هم تکرار میکنم که اهل ادا و اطوار نیستم. یک زمانی که همه شلوار پارچهای به تن میکردند، من شلوار لی میپوشیدم، پشت مو میگذاشتم و کلی ماجرای دیگر، اما فراموش نمیکنم که بچه این آب و خاک هستم. چرا اسرائیل باید برای ما خط و نشان بکشد؟ چرا ترامپ باید برای ما تصمیم بگیرد؟ ۸ سال جوانهای باغیرت ما رفتند و جنگیدند. اگر آنها نبودند چه میشد؟ مشکلات عدیده اقتصادی داریم و دولتمردان باید کمک کنند تا وضعیت بهتر شود، اما اینکه بخواهند به ناحق ۱۶۸ کودک ما را شهید کنند، به شما برنمیخورد؟ قدیم به ناموس رفقای خودمان چپ نگاه میکردند، طرف را تکه پاره میکردیم. الان نباید پای بچههایمان بایستیم؟
مصاحبه را خودتان تمام کنید. اگر ناگفتهای دارید..
الان هم حرفهای قبل را تکرار میکنم و جانم را فدای ایران میکنم. شماره تلفن من هست، اسمم هم هست؛ فکر میکنم جزو ۲۰ نفر اولی هستم که در پویش جانفدا ثبت نام کردم. این دوستانی که میگویند ترامپ بیاید ایران را بگیرد، فکر میکنند چه اتفاقی میافتد؟ همهچیز گل و بلبل میشود؟ باور کنید نه. متأسفانه آواز دهل از دور خوش است.





























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰