دلم برای شهید رئیسی سوخت؛ روایتی از خدمت، صبر و مظلومیت ✍زهرا قاسمیان
او را با پیگیریهای خستگیناپذیر، سفرهای استانی، حضور میدانی و جدیت در گفتار و رفتار به یاد میآوریم؛ مردی که باور داشت خدمت، تنها در سخن گفتن خلاصه نمیشود، بلکه باید با قدم گذاشتن در میان مردم، شنیدن رنجهای آنان و تلاش برای گشودن گرههای زندگیشان معنا پیدا کند.
در تمام سالهای حضورش، نشان داد که مسئولیت برای او منصبی تشریفاتی نبود، بلکه عهدی بود برای کار، برای ساختن، برای آباد کردن
در روزی که از میان ما رفت، همچنان درگیر همان دغدغههای همیشگی بود؛ دغدغههایی که از جنس مردم بود، از جنس آبادانی، از جنس رفع محرومیت، آخرین تصویر از او، تصویری است که در حافظهی تاریخ باقی مانده است: مردی که پس از مجاهدتی بیوقفه، با کفشهایی گِلی، سوار بالگردی شد که او را به سفری ابدی و بیبازگشت برد، همان لحظه، گویی نماد تمام عمر او بود؛ مردی که در خاک ماند، با مردم ماند، و برای مردم رفت.
شهید رئیسی را با چهرهای مظلوم، سیمایی ساده و عزمی استوار به یاد میآوریم، او از آن دست انسانهایی بود که خستگی را به رسمیت نمیشناختند و در برابر سختیها، با صبر و متانت میایستادند و کمر همت به آبادانی وطن بسته بود و با همهی توان، برای شکوفایی ایران عزیز تلاش میکرد.
رهبر شهیدمان در وصف او فرمودند: «دلم برای شهید رئیسی سوخت.»
چه تعبیر عمیقی؛ زیرا بسیاری از تلاشهای او، با وجود صدق نیت و مجاهدتهایش، آنگونه که باید دیده نشد، گاه خدمتهای بزرگش به زبان کملطفی و قضاوتهای نادرست تعبیر شد، اما او هرگز از مسیر خود بازنگشت، با همان چهرهی آرام، با همان زبان ساده و صادقانه، در برابر ناملایمات تنها لبخند میزد و با صبوری، راه خدمت را ادامه میداد.
از زمان شهادت او تاکنون، کشور روزهای دشوار و حوادثی غریب را از سر گذرانده است. تاریخ پر فراز و نشیب ایران کهن، همچنان در گردنههای سخت و آزمونهای بزرگ حرکت میکند؛ گویی این سرزمین، همواره میان رنج و امید، میان اندوه و ایستادگی، راه خود را یافته و ادامه داده است.
ما در این مدت، شهادت فرماندهانمان را دیدیم، هجوم ۱۲ روزهی دژخیمان صهیونیست را تجربه کردیم، و بار دیگر شاهد جنایتهایی بودیم که جان رهبران، رزمندگان، کودکان، جوانان و مردان، زنان بیگناه را گرفت، جهان بار دیگر چهرهی بیرحم جنایت را دید و ما، ملت ایران، زخم خوردیم؛ اما از پا ننشستیم.
پرچم هنوز در دستان ماست.
زخمهایمان را با ایمان، امید و یاد شهیدان التیام میبخشیم.
به آیندهای روشنتر چشم دوختهایم؛ آیندهای که در آن، خون شهیدان بیثمر نماند و راهی که آنان گشودند، با قدمهای استوار نسلهای بعد ادامه یابد.
ما با دعای خیر شهیدان، با یاد مردان و زنانی که شهادت، زیبندهی قامتشان بود، همچنان ایستادهایم؛ سرافراز، صبور و امیدوار
تا ایران هست، ما ایرانیان هستیم و خواهیم ماند.
تا روز موعود، تا ظهور منجی، تا آن لحظهی روشنِ وعدهدادهشده،
اللهم عجل لولیک الفرج
روح تمام شهیدان سرافراز میهن شاد و راهشان پررهرو باد.





























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰