اگر تو شهید نمی‌شدی… قرار بود چه کسی شهید شود؟!  *زهرا قاسمیان

پویاخبر - دوشنبه، پانزدهم تیرماه ۴۰۵؛ روزی که در ظاهر، ایران در ماتمی بی‌کران فرو رفته است، اما در باطن، شاهدِ پایانِ یک حماسه‌ی بی‌همتا هستیم، این لحظه‌ی تلخِ وداع تنها یک حادثه نیست؛ بلکه نقطهٔ پایانی است بر زنجیره‌ای از مشقت ها و تلاش‌ها که در طول سی‌وشش سال، با خون‌دل خوردن و پایمردی، گره خورده بود.

در واقع، تمام آن سال‌هایی که تو برای حفظ این خاک از میان تمام فشارهای دشمنان قسم خورده ایران، گذشتی و جفاها دیدی و رنج‌ها را مردانه بر خود هموار کردی، تنها مقدمه‌ای بود برای رسیدن به این لحظه‌ی عظیم! هر زخمی که در این سی‌وشش سال بر پیکرِ مسیرِت نشست، به معنای تضمینی بود که ایران را از میان گردنه های سخت و طوفان‌ها عبور دهی تا امروز، ما در این شکوهِ باشکوه اما تلخ، بایستیم.

در خبرها آمد که پیکر مطهرت را زیر طاق مصلی تهران قرار می‌دهند. به مدت دو شبانه روز و همه رسانه های جهان تصویرش را منتشر خواهند کرد، درست در همان جایی که در جمعه نصر تهران، وقتی امپراتوری‌های رسانه استکبار جهانی شایعه کرده بودند که تو مخفی شده‌ای، در زیر کوه ها هستی یا در پناهگاهی در مسکو پنهان شده‌ای، درست آن زمان که گفتند اگر به مصلی بیایی آنجا را بمباران خواهیم کرد، و تو ناگهان از آن درب زیر طاق وارد شدی و زیر آسمان آزاد تهران و طولانی تر از همیشه به نماز نشستی و برای تعقیبات نماز عاشقانه‌ات با معبود، هم یک دل سیر بر سجاده ماندی، در این زمان چقدر به مولا و جدت حسین شبیه بودی، سیدالشهدا هم ظهر عاشورا نماز را زیر تهدیدات و تیر بارانها خواند.

و اکنون تو دوباره به آنجا می‌آیی، به محل قراری که آنگونه دشمنت را به ریشخند گرفته بودی، حالا هم پس از شهادتی مردانه در دفتر کارت اراده کرده‌ای که حتی پیکر پاکت نیز، صهیونیست‌ها را باز هم تحقیر کند.

این آخرین سناریویی است که برای بی حیثیت کردن آن صهیونیست‌های تحقیرشده، می نویسی و باز خوف در دلهایشان است که سیدعلی خامنه ای هنوز گریبانمان ره رها نکرده….

رهبر شهیدم؛
امروز با فریاد می‌گویم دوستت دارم، با چشمانی اشک بار، این اشک‌ها امانم نمی دهند تا برای بار آخر یک دل سیر تو را ببینم، از تو ممنونیم بخاطر همه‌ی مهربانی‌های بی‌دریغت، بخاطر ایستادگی هایت برای وطن، ممنون بخاطر ایرانی بودنت…

و خسته نباشی؛
سالهاست این بار سنگیننِ تلاش برای سرافرازی ایران را بر دوش کشیدی، سالها خسته‌ات کردند ولی تو همچنان ماندی و ایستادی…

اگر تو شهید نمیشدی!

قرار بود چه کسی شهید شود؟!