سناریوهای ضدایرانی تکراری نتانیاهو و تخریب تصویر صلحطلبی ادعایی آمریکا
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، کانون بحران در منطقه غرب آسیا که با اشغالگری رژیم اسرائیل و تشکیل دولت در سرزمینهای فلسطین ایجاد شد، در طول ۸۰ سال اخیر شدت گرفت و در هر برههای به نوعی منطقه را دستخوش چالش کرد. در تمام این دوران اما رژیم اسرائیل هر زمان با مانع و سدی بر سر راه گسترش خود روبرو شد؛ به دامن غرب از انگلیس و آلمان تا آمریکا پناه برد و هر بار تلاش کرد با سناریوی تکراری قربانی بودن خود، حمایتهای این کشورها را به دست آورد. این روند در طول تمام سالهای گذشته تکرار و به نوعی تبدیل به هویت استراتژیک این رژیم شده است. حضور روزهای اخیر «بنیامین نتانیاهو» در عمارت مارالاگو و دیدار با «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا هم در همین راستا قابل ارزیابی است.
سناریو همان «امکان قربانی شدن به دست دشمن» است و دشمن هم به سیاق سالهای اخیر حماس در غزه، حزبالله در لبنان و ایران است البته با مقداری تفاوت نسبت به سال قبل. جنگ در غزه با فشار رئیسجمهور آمریکا باید تمام شود و نتانیاهو پس از دو سال کشتار مردم غزه، گرچه باز در جامه قربانی فرورفته است اما به نظر نمیرسد رئیسجمهور آمریکا این بازی وی را باور کند. پس ایران و حزبالله باید در ذهن ترامپ به عنوان تهدید امنیتی به قدری بزرگ و نابودگر جلوه داده شوند که رئیسجمهور آمریکا برای تکرار مقابله نظامی با آنها قانع شود.
واقعیت آن است که جهان در هر سفر نتانیاهو به آمریکا به ویژه در دوران ریاست جمهوری ترامپ، منتظر یک بحران و تنش تازه است از آن رو که نخستوزیر اسرائیل هر بار پروندههای متنوعی از توهمات و تحلیلهای شخصی و ذهنی خود را به آمریکا میبرد تا رئیسجمهور آمریکا را درباره درست و دقیق بودن آنها قانع کند. پروندههایی که اغلب آنها درباره منطقه خاورمیانه و جمهوری اسلامی ایران است. این روند گرچه برای بسیاری از تحلیلگران جریانی آشناست اما هربار تن دادن ایالات متحده آمریکا به این وضعیت، خط سیاه تازهای بر تصویر صلحطلبی است که آمریکا حداقل در ظاهر مدعی آن بود.
«اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه در توصیف آنچه در سالهای اخیر میان آمریکا و رژیم صهیونیستی گذشته است، میگوید: اینکه هر سفر مقامات رژیم صهیونیستی به آمریکا در رسانهها بهعنوان مقدمه یا فرایندی برای یک شرارت یا ماجراجویی جدید علیه کشورهای منطقه معرفی میشود، نشاندهنده تصویری است که امروز از رابطه میان رژیم صهیونیستی و آمریکا ایجاد شده است. اما در خصوص اینکه در سالها و ماههای اخیر، رژیم صهیونیستی بهگونهای عمل کرده است که واشنگتن در نگاه جامعه جهانی بهعنوان مطبخ جنگافروزی و شرارت معرفی میشود، این موضوعی است که نخبگان و سیاستمداران آمریکایی باید به آن توجه کنند.
تناقضهای قدرت صلحساز آمریکا
انتظار برای آغاز تنشی تازه به تحریک نتانیاهو از کاخ سفید در حالی به گزاره عادی این روزهای جهان تبدیل شده است که ایالات متحده آمریکا در طول صدسال اخیر با ابزارهای گوناگون از دیپلماسی، استفاده از نهادهای بینالمللی، کمک یا عدم کمکهای اقتصادی و نظامی و نیز قدرت نظامی بازدارنده تلاش کرده است تا نقش بازیگر صلحطلب و قدرت صلحساز را ایفا و نظام بینالملل را قانع سازد که هژمون و مشروعیت لازم برای مدیریت جهان را داراست. این تصویرسازی و تقلا برای اقناع جامعه جهانی را عوامل بسیاری با شکستهای فاحش روبرو کرد و نشان داد این آرمان با رویکرد و اقدامات دولتمردان آمریکا چندان به مقام عمل نزدیک نشده است.
مداخله مستقیم نظامی در عراق، افغانستان، لیبی و سوریه با ادعای مقابله با سلاح شیمایی، تروریسم و اعتراضات مردمی گرچه با همان سناریوی ادعایی صلحسازی همراه شد اما نتیجه رقم خورده در این کشورها اساسا فرسنگها از صلح فاصله داشت. این تصویری که واشنگتن تلاش میکرد از خود به جهان ارائه دهد با چالش بزرگ دیگری هم زیر سوال میرفت و آن چشمپوشی از اصول بنیادین صلح به نفع منافع خود یا همپیمانان خود بود. اقدامات به اصطلاح مصلحانه آمریکا به طور معمول به نوعی طراحی و اجرا شده و میشوند که با منافع اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی کاخ سفید همسو باشد.
بهرهبرداریهای نه چندان قانونی، سواستفاده از نهادهای بینالمللی به نفع خود و دوستان خود و عدم تعهد به این نهادها و قوانین آنها در زمان مقتضی، از دیگر رویکردهایی است که در نظام بینالملل مشروعیت صلحسازی ادعایی آمریکا را با چالشهای جدی مواجه کرده است. با این وجود اما ایفای آن نقش اشاره شده، در دو سال اخیر و همزمان با گسترش جنگطلبی و جنایات رژیم اسرائیل در غزه و دیگر کشورهای منطقه بیش از هر زمان دیگری به این تصویر آسیب زده است. به گونهای که برای بسیاری از کشورها و حتی همراهان و همپیمانان آمریکا در جهان و منطقه این پرسش به وجود آمده است که چرا آمریکا با ادعای صلحخواهی وارد مذاکره با ایران شد اما به اصرار رژیم اسرائیل به آغاز و مشارکت در جنگ رسید؟ اینکه آیا چنین پرسشی به ذهن سیاستمداران، نخبگان و جامعه آمریکا رسیده یا نه موضوع مهمی است و سخنگوی وزارت امور خارجه با اشاره به آن تصریح کرده است: این بر عهده مقامات آمریکایی است که این تصویر را اصلاح کنند و نشان دهند در ادعاهایی که درباره دغدغهمندی نسبت به صلح منطقه و صلح جهانی مطرح میکنند، صداقت دارند.
اصلاح این تصویر اما به نظر میرسد با توجه به مواضعی که رئیسجمهور آمریکا پس از دیدار اخیر خود با نخستوزیر رژیم اسرائیل اعلام کرده، دشوار باشد. اینکه نتانیاهو با کشاندن آمریکا به جنگ با ایران به بهانه برنامه هستهای بار دیگر همان مسیر را برای برنامه موشکی ایران تدارک دیده و ترسیم کرده است؛ گرچه نشانه ماجراجویی و جنگطلبی تلآویو است اما بیش و پیش از آن نشان دهنده این است که واشنگتن در دوران ترامپ آماده بازی خوردن در این سناریوی تکراری است.
در اینکه پذیرش این فریب، عامدانه و آگاهانه صورت میگیرد تردیدی نیست اما بر فرض هم اگر چنین نبود؛ کاخ سفید در بررسی تاریخچهای از روابط خود با جهان پس از هر حضور نتانیاهو باید به این جمعبندی میرسید که این حضور هیچ تناسبی با شعارهای آمریکا و حتی رئیسجمهوری ندارد که در پی جایزه نوبل صلح است. این بهرهکشی سیاسی، امنیتی و اقتصادی به آرامی و گرچه کمرنگ اما مورد توجه برخی چهرههای رسانه ای سیاسی و نخبگانی آمریکا قرار گرفته و این دوگانه را تشدید کرده است که ورود به نزاعهای تازه در خاورمیانه در راستای منافع آمریکاست یا اسرائیل؟
استراترژی مشخص ایران در برابر زیادهخواهیهای اسرائیل
برای تهران نه امروز که چهار دهه است روشن شده ادعاهای صلحطلبی و صلحسازی آمریکا در عالم عمل چندان ارتباطی با واقعیات ندارد و از این رو در تمام این سالها کوشیده است حداکثری از بازدارندگی را در برابر هرگونه زیادهخواهیهای منطقهای و جهانی ایجاد کند و اکنون آنچه ایجاد شده آنقدر تاثیرگذار بوده که اسرائیل برای محدودسازی و نابودی آن بار دیگر به آمریکا پناه برده است. به تعبیر سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، رژیم صهیونیستی منطقه را بیدفاع میخواهد تا با خیالی آسوده هر زمان و به هر بهانهای به کشورهای منطقه حمله و رویای اسرائیل بزرگ خود را تحقق بخشد.
سخنگوی وزارت امور خارجه پیش از این نیز در نشست خبری با خبرنگاران در ۱ دی ماه در پاسخ به سوال ایرنا مبنی بر تلاش نخست وزیر رژیم صهیونیستی برای بهانه قرار دادن توسعه برنامه موشکی ایران به منظور تکرار تجاوز نظامی به ایران گفت: اجازه بدهید دو، سه نکته را در این رابطه مطرح کنم. نخست اینکه برنامه موشکی ایران صرفاً برای دفاع از کیان کشور توسعه داده شده و اساساً موضوع مذاکره نیست. قابلیتهای دفاعی جمهوری اسلامی ایران با هدف بازداشتن متجاوزان از هرگونه خیال حمله به ایران طراحی شده و به هیچ عنوان امری نیست که بتوان درباره آن گفتوگو یا چانهزنی کرد.
وی ادامه داد: نکته دوم این است که در این زمینه با نوعی نفاق و دورویی آشکار مواجه هستیم. برنامه موشکی دفاعی ایران بهعنوان «تهدید» معرفی میشود، اما همزمان شاهد سرازیر شدن سیل تسلیحات کشتار و حتی سلاحهای کشتار جمعی به سوی رژیم صهیونیستی هستیم؛ رژیمی که مشغول نسلکشی است، خاک دو کشور را در اشغال خود دارد و تنها در چند ماه اخیر به هفت کشور حمله کرده است. این وضعیت، یک تناقض آشکار و نشانهای از تباهی اخلاقی کاملاً روشن است که ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهایی که حامی این رژیم هستند، باید در قبال آن پاسخگو باشند.
اسرائیل درحالی خواستار محدودشدن برنامه موشکی ایران است و در این خواسته آمریکا را هم به میدان آورده که همچنان پرسشی منطقی از سوی ایران بی پاسخ مانده است؛ کشوری مانند ایران با نزدیک به ۹۰ میلیون جمعیت و با وسعت جغرافیایی مشخص که تاکنون دو بار مورد حمله نظامی رژیمهای منطقه (رژیم بعث عراق و رژیم اسرائیل) قرار گرفته و هزاران تن از شهروندانش را در این حملات از دست داده است؛ چرا و با چه منطقی باید توان موشکی که تنها بازدارنده در برابر رژیمی چون اسرائیل است؛ تسلیم کرده و محدود و نابود کند؟ آنهم در شرایطی که مسیر صلحسازی ادعایی آمریکا در مسیر حمایت از دشمن ایران طراحی شده و در نظام آنارشی تدارک دیده شده از سوی کاخ سفید، مهمترین عامل مقابله با این دشمن توان دفاعی و موشکی است. اساسا هیچ کشوری درباره ابزارهای اصلی دفاع از امنیت ملی خود و ستون راهبرد دفاعیاش ـ که در مورد ایران برنامه موشکی است ـ عقبنشینی نخواهد کرد.
پرسشهایی که گرچه در بدیهی بودن پاسخ آنها تردیدی نیست اما پذیرش واقعیات موجود نهفته در آن پرسشها و پاسخها میتواند دونالد ترامپ را از تکرار اشتباه همراهی با اسرائیل در تجاوز نظامی به ایران و پشت پا زدن به تمام وعدههای انتخاباتی و برنامه های اعلامی خود در حوزه سیاست خارجی حفظ کند.





























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰