بازآتش تکراری،در دل بلوطستانهای کبیرکوه….!! *محمود کرمشاهی

پویاخبر - باز هم فصل گرماشد، درختان بلوط در آتش ندانم کاری و نسیان بعضی انسان نماها می سوزند! همه این حرمان و افسوسها، منشا انسانی داشته و ناشی از بی مبالاتی آدمی هست! نمیدانیم! اینگونه افراد؛ چی از جان عرصه جنگلی و مراتع در فصل گرما و ایام حساس تابستان و فصل خشک طبیعت می‌خواهند! إلا بما شاا... گروه های خودسر و بنام های مختلف‌ (کوهنوردی)...!

دانسته و ندانسته در این معضل دخیلند. هرچند افراد بسیاری در بین کوهنوردان شهرستان هستند که ارزش عرصه های جنگلی از جانشان با ارزش‌ترست! اما کافی است یک نفر از گروه دچار اشتباه یا بی توجهی شود..، حاصل آن وامصیبتا…! باید گفت، زمانی که وحوش (پرندگان، چرندگان) در بدر، کو به کوه بدنبال آبی برای رفع عطش تشنگی، بطور طاقت فرسا کیلومترها طی طریق می‌کنند، در مقابل چرا، بعضی ها، به بهانه تفریح، خوشگذرانی در این ایام، باحضور ناموجه بدون رعایت حرمت و نعمت بی مانند طبیعت، ضمن سلب آرامش، با ندانم کاری و عدم رعایت اصول برپاکردن آتش و فقدان اطمینان از خاموش کامل آتش، حیات زیستی و قوت لایموت وحوش در طبیعت کبیرکوه را بر باد می‌دهند!

همانطور که گفته شد عامل این آتش سوزی های در سینه سوزان کبیرکوه، منشا انسانی بوده ولاغیر..! این عامل اساسی هم اشکال مختلفی دارد، گاهی این عامل متاثر از رمه گردانی دامدارانی هست که خود بصورت های مختلف سبب ساز این بحرانند!از جمله بابریدن سرشاخه درختان بلوط و ریختن برگ اشجار جهت علوفه دام، زمینه خشکاندن درختان تر می گردند و با ایجاد آغل و همچنین پایکوبی اراضی بکر باعث اضمحلال حالت اسفنجی زمین و رطوبت آن توسط دام می گردند و بمرور موجب نابودی نهال بلوط و از بین بردن چرخه زیست محیطی در کبیرکوه می شوند..!

بصراحت می توان گفت، شق دیگر این معضل گاهی ناشی از هجوم ” فرودین بدر “بجای”سیزده بدر” شهروندان در فصل سرسبزی بهاری (فرودین و اردیبهشت) در اوایل سال نو و حضور انبوه جمعیت (شهری و روستایی) حتی شهرستانهای همجوار و مرکز کشور بوده و با بجا گذاشتن ظروف پلاستیکی، شیشه ای مستعد آتش سوزی (ذره بینی شدن) وخاصتر آلایندگی طبیعت برای سالها می شوند! هجوم موتورسواران سریالی و تبدیل عرصه جنگل به عنوان پیست (موتور و ماشین) در این چند ساله باعث به ستوه آمدن “وحوش” طبیعت و فرار دومینوی از طبیعت بکر کبیرکوه شده، تبعات این فرایند هاکذا…! مهمتر اینکه حضور گروه های خانوادگی و دوستانه (کوهنوردی) به اشکال مختلف و سفرهای یکروزه تاچند روز، اتراق، بیتوته شبانه روزی و ایجاد مطبخ گونه(پخت و پز) در جوار درختان بی پناه و خاصه با کباب مرغی و… بدتر از آن شکار و طبخ تیهو و کبکی… آنهم در دل کوه…! مسلما آثار ماتاخری بنام آتش زیرخاکستری برجا می گذارند، البته بعدا، صد عاقل و دهها اداره و نهاد تخصصی قادر به حل اورژانسی این مصیبت عظما نخواهند شد. گاهی بدترین حالت در تشدید این عوامل بحران زا و پیش آمده، کسانی هستند که که جهت درآمدزایی اقدام به سوزاندن تعمدی عرصه جنگلی جهت کسب درآمد، بنام تجارت زغال (بلی) و کفران نعمات خدایی (عرصه های جنگلی) هستند…! کاسبانی که کمشان، هم زیادند، چرا که بافروش زغال (روسیاهی) اندک نانی (شغل کاذب) را بدست می آورند..!!

از جمله عوامل دیگر، گاهی براساس روایت های مختلف، افرادی غیر بومی در فصول ترسال، ضمن به یغما بردن گیاهان دارویی و نابودی اکولوژی کبیرکوه، باز بشکلی دیگر در فصل تابستان جهت برداشت و استحصال ون (سقز) از درختان کبیرکوه، بطور رسمی و کسب مجوز، رحل اقامت افکنده و شیره جان درختان که هیچ، بلکه پنهانی درخت بلوط چند صد ساله را قلع و قمع و بعنوان هیزم برای تقطیر ون (آدامس کوهی) سوزانده و خاکستر آن‌ را به باد تجاهل می‌سپرند. نتیجه این کردار، همینی هست که بارها می بینیم و می شنویم!

بدین جهت برای این حرمان دائمی، ادارات مربوطه و متولیان بالا دستی استان باید در این زمینه چاره اندیشی پایداری نموده و با تدابیر در فصول حساس، ضمن مدیریت، مراقبت و نگهداری از عرصه های جنگلی (خوان الهی) در فصل گرما، راهکارهای میدانی را تدوین و با آموزش مستمر، واگذاری نقش به افراد صاحبان نظر (علمی) و اثر (میدانی) بصورت فنی و جمعی و با به خدمت گرفتن گروه های مردم نهاد (NGO) و امکانات لجستیکی (ترابری، اطفاء حریق) مانع از تکرار و نابودی عرصه ای جنگلی و بی بدیل خدادادی در این دیار توسط محدود افراد رومی (غیر بومی) و بومی ناآگاه درشهرستان و استان گردنند…!

تحقق این امر باهم افزایی افراد خبره، توانمند، شنیدصدای افراد دلسوز و پای کار، فراخوان عمومی، آموزش های مستمر باشندگان در عرصه جنگل و مراتع و داشتن برنامه های منسجم برای جامعه‌ هدف تا زمینه های پایان همیشگی بحران مذکور در شهرستان و شهرستان های همجوار کبیرکوه محقق گردد….