جانم فدای رهبر و وطنم؛ همسر شهید محمد رضا کشاورز از افتخار پاسداری میگوید
با وجود گذشت مدتی نه چندان طولانی از شهادت شهید سرافراز محمدرضا کشاورز، همسر او با آرامشی وصفناپذیر و ایمانی راسخ از خاطرات مشترکشان سخن میگوید، هرگاه نام همسرش بر زبانش جاری میشود، گویی روایتی از حماسهای مردانه در دفاع از وطن را میشنوم.
خانم طاهره یوسفی، همسرش را تجسمی از دلسوزی در خانواده و جانفشانی در راه میهن میخواند؛ مردی که عشق به میهن را با عطر مهربانی در کانون گرم خانواده پیوند زده بود.
فضای گفتگو چنان گرم و صمیمی است که سرمای دوری سرباز وطن از خانوداهاش در گرما و نور روایتها گم میشود و آدمی را به سفری در دنیای قهرمانان و دلباختگان وطن میبرد.
در ادامه، گفتگوی کوتاه با همسر شهید محمدرضا کشاورز را میخوانید، این گفتگو که در هجدهم خرداد ماه ۱۴۰۵ در شهر ایلام انجام شده است، روایتی است از زندگی، عشق و ارادت همسر این شهید به آرمانهای انقلاب و کشورش
بانو یوسفی، از آشناییتان با شهید کشاورز بگویید، چگونه مسیر زندگیتان به هم گره خورد؟
بسم رب الشهدا و الصدیقین… آشنایی ما به واسطه نسبتهای سببی و نسبی خانوادگی بود و ازدواجمان نیز بر پایه همین پیوندهای خانوادگی شکل گرفت، در آغاز زندگی مشترک، محمدرضا دوره خدمتش را در خرمشهر میگذراند، با همه سختیهای رفتوآمد، تلاش میکرد تا حد امکان، دیدارش با خانوادهاش را کوتاه نکند.
چه خاطرهای از روزهای نخست زندگی مشترکتان بیشتر در ذهن شما مانده است؟
همسرم همواره آرام و خونسرد بود و عشق به پاسداری از میهن در وجودش شعلهور بود، خانواده برایش اولویت داشت و دخترمان، فاطیما، عزیزترین جانش بود.
چه ویژگیهایی در شخصیت شهید کشاورز برجسته بود؟
در خانواده چگونه فردی شناخته میشد؟ محمدرضا در کنار ایمان راسخ و پایبندی به دین، فردی بسیار آراسته و مرتب بود، اهل نماز، روزه و امور خیر بود، در جمع خانواده، خوشقلب، خوشبرخورد و شوخطبع بود، هر که او را میشناخت، از مهماننوازی کمنظیر، دستبهخیر بودن و یاریگریاش سخن میگفت.
اگر بخواهید شهید کشاورز را در یک جمله توصیف کنید، آن جمله چه خواهد بود؟
از نظر ظاهری، مردی آراسته، مرتب و شیکپوش بود، اما در باطن، همیشه آماده دفاع از وطن و انقلاب بود.
زندگی در کنار ایشان چگونه بود؟
در کنار محمدرضا، آرامش و عشق، محور زندگیمان بود.
خاطرهای از دوران مشترکتان هست که برایتان بسیار ارزشمند باشد؟
لحظات مشترکمان همگی ارزشمندند، اما آخرین سفرمان با هم، خاطرهای است که هرگز فراموش نمیکنم، او با تمام وجود مراقب بود تا به من و دخترمان حسابی خوش بگذرد و هیچ محبتی را چه مادی و چه معنوی، از ما دریغ نکرد.
در دشواریها، چگونه حامی شما و خانواده بودند؟
در همه سختیها کنارم بود و دوشادوش من برای حل مشکلات تلاش میکرد.
رابطه پدرانه شهید کشاورز با دخترشان چگونه بود؟
محمدرضا علاقه ویژهای به کودکان داشت، بهخصوص به فاطیما، بسیار مهربان بود و هیچ آرزویی را برای او بیجواب نمیگذاشت، حتی پس از بازگشت از سر کار، تمام وقت آزادش را صرف بازی با او و گردش میبرد.
چه ارزشهایی را در خانواده ترویج میکردند؟
مهمترین توصیههای محمدرضا بر حفظ دین، عشق به اهل بیت(ع) و امید به خداوند در سختترین شرایط زندگی استوار بود.
چه عاملی باعث شد ایشان خدمت در هنگ مرزی را انتخاب کنند؟
عشق به وطن و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، انگیزهی اصلی او بود، با همین عشق و علاقه، قدم در این مسیر گذاشت.
شما به عنوان همسر، چه حسی نسبت به انتخاب شغلی ایشان داشتید؟
من همواره مشوق او بودم و از اینکه همسرم برای دفاع از کشور خدمت میکند، به خود میبالیدم.
خبر شهادت ایشان را چگونه دریافت کردید؟ آن لحظه نفسگیر را چگونه به یاد دارید؟
صبح یکشنبه، حوالی ساعت شش صبح بود که برادر همسرم خبر شهادت محمدرضا را آورد، لحظهای بود که گویی تمام دنیا بر سرم خراب شد، حس از دست دادن شریک زندگیام، بسیار دردناک بود و هنوز هم باور آن برایم سخت است، دخترمان فاطیما هم با شنیدن این خبر، همراه با من اشک میریخت و در ناباوری کامل، تلاش میکرد با پدرش تماس بگیرد.
چه چیزی تسلیبخش قلب داغدار شما در آن روزها بود؟
تنها دلگرمی من این بود که محمدرضا به آرزوی دیرینهاش، یعنی شهادت، نائل آمده بود.
جملهای از شهید کشاورز که در ذهن شما حک شده باشد، چیست؟
محمدرضا همواره میگفت: من با داشتن دخترم و همسر مهربانم، خوشبختترین مرد روی زمینم و تنها خواسته من از خدا، حفظ این دو عزیز است.
ارزشمندترین یادگار شهید برای شما چیست؟
باارزشترین میراث او برای من، دخترمان است؛ کسی که روزبهروز بیشتر شبیه پدرش میشود و یاد او را برایم زنده نگه میدارد.
اگر امروز شهید کشاورز در کنارتان بودند، چه حرفی به ایشان میزدید؟
تنها میگفتم: همانطور که همیشه به تو افتخار کردهام، امروز هم به تو افتخار میکنم، تمام تلاشم را میکنم تا همانطور که دوست داشتی، فاطیما را تربیت کنم و هیچ کم و کسری نداشته باشد.
اگر بخواهید برای نسل جوان از زندگی همسرتان بگویید، چه پیامی خواهید داشت؟
پیام من به جوانان این است که انقلاب اسلامی را حفظ کنند و همواره پیرو رهبر و نظام جمهوری اسلامی باشند، همسر من تمام جوانیاش را وقف این مسیر کرد، پیام زندگی او به جوانان این است که تا پای جان از آرمانهای انقلاب اسلامی دفاع کنند.
جوانان امروز چه درسهایی میتوانند از شجاعت و منش شهید کشاورز بیاموزند؟
جوانان باید شجاعت، مردانگی و غیرت در دفاع از میهن را از او بیاموزند.
مهمترین درسی که زندگی شهید کشاورز برای جامعه امروز دارد، چیست؟
مهمترین درس او، استقامت، شجاعت و صبر در مسیر دشوار زندگی است.
مردم درباره شهدا و خانوادههایشان چه بدانند؟
شهدا و خانوادههایشان، زندگی خود را فدا کردهاند و سختیهای فراوانی را تحمل نمودهاند. ما باید همواره قدردان این فداکاریها باشیم و تا پای جان برای عظمت ایران اسلامی تلاش کنیم.
در پایان، اگر بخواهید شهید کشاورز را در چند کلمه توصیف کنید، آن کلمات کدامند؟
خوشقلب، عاشق نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، خانوادهدوست، شجاع و سرشار از مهربانی بیپایان.
خبرنگار: فرشته قاسمیان






























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰