ایرنا گزارش می‌دهد؛

شکست روایت فشار؛ چگونه تحریم‌ها به موتور خوداتکایی ایران تبدیل شد؟

پویاخبر - لندن – پس از ناکامی ایالات متحده در جنگ تجاوزکارانه علیه ایران و فروریختن روایت‌سازی واشنگتن برای مشروعیت‌بخشی به این تجاوز غیرقانونی، اکنون ناکارآمدی پنج دهه تحریم‌های ظالمانه نیز بیش از پیش عیان شده است، به‌گونه‌ای که مرور گزارش رسانه‌ها و اندیشکده‌های غربی نشان می‌دهد این فشارها نه‌تنها قطار پیشرفت ایران را متوقف نکرده، بلکه در بسیاری موارد به تقویت تاب‌آوری، خوداتکایی و شکل‌گیری سازوکارهای جایگزین انجامیده است.

به گزارش روز یکشنبه خبرنگار ایرنا از لندن، حدود یک دهه پیش، در آبان ۱۳۹۵ و در بحبوحه فضای پسابرجام، پایتخت انگلیس شاهد نشست‌هایی بود که برای بخشی از محافل اقتصادی و تجاری غرب، بیش از یک رویداد معمولی، لحظه‌ای برای مواجهه با یک واقعیت غیرمنتظره بود؛ این‌که ایرانِ سال‌ها زیر فشار تحریم، نه‌تنها از حرکت بازنمانده، بلکه در حوزه فناوری و اقتصاد نوآورانه، راه خود را با قدرت باز کرده است. کنفرانس «چشم‌اندازهای جدید برای تجارت و سرمایه‌گذاری انگلیس و ایران» در لندن یکی از همین رویدادها بود که حضور و معرفی استارتاپ‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان ایرانی، برای بسیاری از شرکت‌کنندگان غربی شگفت‌آور بود، زیرا آنچه می‌دیدند، با روایت سال‌ها تبلیغات درباره ایرانِ منزوی و فرسوده زیر فشار تحریم فاصله‌ای آشکار داشت.

رسانه‌ها و گزارشگران غربی در بازتاب همین رویدادها، از دیجی‌کالا، آپارات، کافه‌بازار و اسنپ به‌عنوان نمونه‌های برجسته کسب‌وکارهای بومی ایران یاد می‌کردند که در غیاب غول‌های آمریکایی، نه‌تنها خلأ بازار را پر کردند، بلکه به بازیگران اصلی زندگی روزمره مردم و پیشران‌های اقتصاد دیجیتال کشور تبدیل شدند. برای بخشی از ناظران غربی، این فقط معرفی چند شرکت موفق نبود، بلکه نشانه‌ای روشن از این واقعیت بود که فشار و تحریم، برخلاف آنچه طراحانش تصور می‌کردند، نتوانسته مسیر خلاقیت، نوآوری و پیشرفت در ایران را متوقف کند.

آنچه در آن روزها برای بخشی از ناظران غربی به‌صورت یک شگفتی اقتصادی و فناورانه جلوه کرد، در سال‌های بعد در قالب اعتراف‌های روشن‌تری در رسانه‌ها و اندیشکده‌های خودشان بازتاب یافت. اندیشکده بروکینگز در دسامبر ۲۰۲۵ نوشت سابقه طولانی تحریم ایران بارها نشان داده که این ابزار راه‌حل قاطع نیست و بیشتر به سازگاری خلاقانه منجر شده است. سیمون جنکینز روزنامه‌نگار باسابقه انگلیسی نیز در یادداشتی برای روزنامه گاردین تصریح کرد که تحریم‌ها نه به تغییر حکومت‌ها انجامیده‌اند و نه کشور هدف را از پا درآورده‌اند، بلکه در بسیاری موارد آن را به سمت خودکفایی بیشتر سوق داده‌اند.

به بیان دیگر، آنچه سال‌ها در اتاق‌های فکر و تریبون‌های سیاسی غرب به‌عنوان ابزار فلج‌سازی ایران معرفی می‌شد، در عمل نتوانست اراده یک ملت را در هم بشکند. تحریم بی‌تردید هزینه تحمیل کرد، اما نتوانست مسیر حرکت را ببندد. همین است که امروز حتی در بخشی از منابع غربی نیز دیگر از تحریم به‌عنوان سلاحی تعیین‌کننده یاد نمی‌شود، بلکه بیشتر از محدود بودن اثر آن و توان ایران برای یافتن راه‌های تازه سخن به میان می‌آید.

حتی پژوهش‌های دانشگاهی غربی که از فشار سنگین تحریم بر اقتصاد ایران سخن می‌گویند، ناخواسته پرده از این واقعیت هم برمی‌دارند که این فشار، با همه هزینه‌هایی که تحمیل کرده، نتوانسته بنیان حرکت ایران را از هم بپاشد. پژوهش مشترک داریو لائوداتی، اقتصاددان حوزه تجارت بین‌الملل، و هاشم پسران، استاد دانشگاه کمبریج، نشان می‌دهد تحریم‌ها با وجود هزینه‌های اقتصادی، در برخی بخش‌ها به افزایش صادرات غیرنفتی، رشد پتروشیمی و صنایع سبک و نیز تقویت شرکت‌های دانش‌بنیان و فناوری‌محور انجامیده است.

این همان مساله‌ای است که روایت فشار را از درون دچار تناقض می‌کند. تحریمی که قرار بود موتور حرکت ایران را خاموش کند، در عمل نتوانست کشور را از میدان تولید، نوآوری و بازآرایی ظرفیت‌ها بیرون براند. فشار، هزینه ساخت، اما در همان حال، ایران را به سمت بازتعریف بخشی از توان داخلی، جست‌وجوی مسیرهای تازه و تکیه بیشتر بر ظرفیت‌های بومی سوق داد که امروز حتی در مطالعات غربی نیز نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

تناقض واشنگتن در آزمون انرژی

شاید هیچ چیز به اندازه رفتار خود واشنگتن، تناقض در روایت کارآمدی تحریم را عیان نکند. دولت آمریکا در میانه جنگ اخیر، برای مهار جهش بهای نفت و کاهش فشار بر مصرف‌کنندگان آمریکایی، فروش نفت ایرانِ روی آب را به‌مدت ۳۰ روز مجاز و به ورود حدود ۱۴۰ میلیون بشکه نفت به بازار جهانی کمک کرد.

هرچند این اقدام با پاسخ قاطع تهران مواجه شد، اما معنای آن روشن بود؛ همان دولتی که سال‌ها تحریم نفت ایران را ابزار فشار معرفی می‌کرد، در لحظه‌ای که تبعات جنگ و کمبود عرضه به اقتصاد آمریکا بازگشت، ناچار شد بخشی از همین فشار را موقتاً کنار بگذارد.

این چرخش، بیش از هر تحلیل دیگری نشان داد که تحریم، حتی از نگاه طراحانش نیز آن‌قدر شکننده و پرهزینه شده که در بزنگاه بحران، خود آمریکا نیز ناچار به عقب‌نشینی از آن می‌شود.

در حوزه قدرت سخت نیز روایت متفاوتی از دل همین فشارها بیرون آمده است. وبگاه تحلیلی ریسپانسیبل استیت‌کرافت اخیراً در مطلبی نوشت سال‌ها تحریم آمریکا، ایران را به سمت توسعه یک صنعت دفاعی تقریباً خودکفا سوق داده است که در آن محدودیت دسترسی به بازارهای خارجی، به‌جای توقف، به بومی‌سازی و اتکا به توان داخلی انجامیده است. این ارزیابی از زبان یک منبع غربی، به‌روشنی نشان می‌دهد که فشار، لزوماً به فرسایش توان منجر نشده و به بازآرایی و تقویت ظرفیت‌ها انجامیده است.

در واقع جایی که قرار بود تحریم ابزار حذف توان باشد، در عمل به محرکی برای ساختن همان توان تبدیل شده است.

از این منظر، تجربه ایران صرفاً داستان کشوری نیست که زیر فشار دوام آورده باشد، بلکه روایت کشوری است که در دل محدودیت، مسیرهای جایگزین ساخته، بخشی از وابستگی‌های خود را بازتعریف کرده و اجازه نداده ابزارهای قهری، روند حرکت آن را متوقف کنند. همین است که در بسیاری از گزارش‌های غربی، از اعتراف به ناکارآمدی تحریم گرفته تا اشاره به سازگاری، خوداتکایی و مسیرهای موازی، این نتیجه مشترک دیده می‌شود که تحریم توانسته برای ایران هزینه ایجاد کند، اما نتوانسته اراده و ظرفیت پیشرفت را از کار بیندازد.

برآیند این شواهد نشان می‌دهد تحریم‌ها بیش از آنکه نشانه اطمینان واشنگتن به ضعف ایران باشند، اعترافی ناخواسته به این حقیقت‌ است که جمهوری اسلامی ایران با وجود فشارهای نفتی، بانکی و مالی، نه از حرکت بازمانده و نه از مسیر پیشرفت منحرف شده است.

کشوری که قرار بود زیر بار فشارهای چندلایه از نفس بیفتد، نه‌تنها ایستاد، بلکه در بسیاری حوزه‌ها راه‌های تازه ساخت، ظرفیت‌های خود را بازآرایی کرد و با اتکا به توان داخلی، مسیر خود را ادامه داد.

از همین رو، آنچه امروز در گزارش‌ها و ارزیابی‌های غربی دیده می‌شود، صرفاً نقد یک ابزار سیاست خارجی نیست، بلکه بازتاب این واقعیت که الگوی مستقل پیشرفت ایران، برخلاف خواست و محاسبات طراحان فشار، همچنان زنده، پویا و اثرگذار باقی مانده است.

به بیان دیگر، تحریم نه توانست اراده ایران را در هم بشکند و نه قطار پیشرفت کشور را متوقف کند، بلکه بیش از هر چیز، ناتوانی آمریکا در مهار ملتی را آشکار کرد که در دل فشار، راه ایستادگی، سازندگی و پیشرفت را پیدا کرده است.