عروسیهایی که از تالار به خیابان رسیدند
به گزارش ایرنازندگی، در شبهایی که مردم برای همدلی و حمایت از وطن در میدانها و خیابانها جمع میشوند، حضور این عروس و دامادها بیش از یک اتفاق ساده است؛ انگار اعلام یک پیام جمعی باشد: «زندگی هنوز جریان دارد.»
یکی از همین شبها، حوالی میدان انقلاب، مردم دور یک ماشین عروس جمع شده بودند؛ نه خبری از کاروان تشریفات بود، نه تالارهای پرزرقوبرق و نه نورپردازیهای آنچنانی. چند شاخه گل سفید روی کاپوت ماشین، یک پرچم ایران و صدای صلوات مردم، تمام مراسم را ساخته بود. عروس، دستهگلش را که به آن پرچم ایران اویزان بود، بالا گرفته بود و داماد میان ازدحام جمعیت، پرچم کوچکی در دست داشت. مردم برایشان دست تکان میدادند، عکس میگرفتند و بعضیها با چشمانی خیس دعا میکردند خوشبخت شوند.
پیرمردی که کنار خیابان ایستاده بود، نگاهش را از عروس و داماد برنداشت و بعد از چند لحظه مکث، آرام گفت: «با این همه خبر بد و شلوغی، اینها آدم را یاد زندگی میاندازد…»
عروسیهایی که از تالار به خیابان رسیدند
عروسیهایی که خرجشان امید است
جنگ، خیلی چیزها را تغییر میدهد؛ حتی شکل برگزاری مراسم ازدواج را. تالارهای بزرگ جای خود را به حیاط خانهها، مساجد، فرهنگسراها و مراسمهای کوچک خانوادگی دادهاند. بسیاری از زوجها این روزها ترجیح میدهند بهجای هزینههای سنگین، سادهتر آغاز کنند؛ ساده، بیتجمل و نزدیک به همان چیزی که سالها دربارهاش توصیه شده بود.
رهبر شهید انقلاب سالها قبل در توصیهای به جوانان گفته بودند:«در همه امور زندگیتان سادگی را رعایت کنید. اولش هم از همین مراسم ازدواج شروع میشود. اگر ساده برگزار کردید، قدم بعدیاش هم میشود ساده… از اول زندگی، پایهاش را براساس سادگی و سادهزیستی بگذارید تا زندگی بر خودتان، بر کسانتان و بر مردم جامعه آسان شود.»
حالا در روزهایی که کشور درگیر شرایط جنگی است، بسیاری از جوانها انگار معنای این توصیه را بیشتر از همیشه فهمیدهاند. برای بعضیها، دیگر مهم نیست سفره عقد در گرانترین تالار شهر پهن شود؛ مهم این است که زندگی عقب نیفتد.
دختری که چند شب پیش مراسم عقدش را در حیاط کوچک خانه پدری برگزار کرده، میگوید: «اول قرار بود عروسی مفصل بگیریم، ولی وقتی اوضاع کشور اینطور شد، خودمان به این نتیجه رسیدیم که الان وقت چشم و همچشمی نیست. دلمان میخواست شروع زندگیمان شبیه حال مردم باشد؛ کنارشان، نه جدا از آنها.»
همسرش هم کنار او اضافه میکند: «ما میخواستیم اگر سالها بعد بچهمان پرسید در روزهای جنگ چه کردید، فقط نگوییم تماشاچی بودیم.»
لباس سفید میان دود و پرچم
تصویر عروسهایی که با لباس سفید در تجمعهای مردمی حاضر میشوند، این روزها برای خیلیها به یک قاب ماندگار تبدیل شده است؛ قابهایی که در شبکههای اجتماعی بارها دستبهدست میشود و زیرش مردم مینویسند: «امید هنوز زنده است.»
در یکی از این مراسمها، عروس و دامادی بعد از پایان عقد، مستقیم به میان جمعیتی رفتند که برای حمایت از مردم آسیبدیده و رزمندگان جمع شده بودند. حلقهای از مردم دورشان شکل گرفت. چند نفر شیرینی پخش کردند و صدای سرودهای حماسی در میدان پیچید. عروس، کنار مادر شهیدی ایستاد که چفیه پسرش را روی شانه انداخته بود. زن مسن دست عروس را گرفت و گفت: «خدا به راهت برکت بده…»
شاید همین لحظههاست که این ازدواجها را متفاوت میکند؛ عروسیهایی که بیش از آنکه نمایش تجمل باشند، شبیه بیانیهای برای ادامه زندگیاند.
عروسیهایی که از تالار به خیابان رسیدند
نسل تازهای که نمیخواهد زندگی را عقب بیندازد
در سالهای گذشته، گرانی و مشکلات اقتصادی بسیاری از جوانها را از ازدواج دور کرده بود. حالا جنگ هم به این نگرانیها اضافه شده، اما برخلاف تصور، بخشی از جوانها تصمیم گرفتهاند اتفاقاً در همین روزها زندگی مشترکشان را آغاز کنند؛ نه از سر بیخیالی، بلکه از سر باور به ادامه داشتن زندگی.
یکی از عاقدهای قدیمی تهران میگوید در هفتههای اخیر تعداد زیادی از زوجها مراسمهایشان را کوچک کردهاند اما اصل ازدواج را عقب نینداختهاند: «خیلیها میگویند الان بیشتر فهمیدهایم زندگی قابل پیشبینی نیست؛ برای همین میخواهیم کنار هم شروع کنیم، حتی اگر ساده باشد.» او در ادامه تأکید میکند که برخلاف تصور، آمار ازدواجها در این ایام نهتنها کاهش نداشته، بلکه افزایش هم پیدا کرده است.
در همین رابطه، سخنگوی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور با اشاره به فعالیت چهار هزار و ۸۱۸ دفتر ازدواج، اعلام کرده است: در دوران جنگ تحمیلی اخیر، با وجود غمها و مشکلات ناشی از جنگ، ۲۹ هزار و ۷۱۱ ازدواج در دفاتر ثبت شده است.
این سادگی فقط در تعداد مهمانها یا حذف تشریفات خلاصه نمیشود. بعضی زوجها هزینه گلآرایی و سالن را صرف کمک به خانوادههای آسیبدیده یا پشتیبانی مردمی کردهاند. بعضیها مهریههای نمادین تعیین کردهاند و بعضی دیگر، مراسم عقدشان را در فضای عمومی و میان مردم برگزار کردهاند تا شادیشان فقط متعلق به خودشان نباشد.
زندگی، دقیقاً همینجاست
جنگ معمولاً با تصویر ویرانی شناخته میشود؛ با صدای انفجار، اضطراب و سوگواری. اما در دل همین روزها، گاهی یک ماشین عروس که آرام از میان خیابان عبور میکند، معنای دیگری به شهر میدهد؛ معنای ادامه داشتن.
شاید برای همین است که مردم وقتی عروس و دامادی را در تجمعها میبینند، فقط برایشان دست نمیزنند؛ انگار برای خود زندگی کف میزنند. برای این باور که حتی زیر سایه تهدید و التهاب هم میشود خانه ساخت، عشق را آغاز کرد و امید را زنده نگه داشت.
این عروس و دامادها، بیش از آنکه فقط زوجهای جوان باشند، نشانهای از یک روحیهاند؛ روحیهای که میگوید: «میشود جنگ باشد، اما زندگی متوقف نشود.»





























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰