نمازی به شکوه ایران/ مصلی هنوز میزبان دل‌هایی است که برای آخرین سلام می‌آیند

پویاخبر - تهران- امروز در دومین روز از آیین وداع با رهبر شهید، عاشقانش صحنه‌ای تاریخی رقم زدند، جمعیت فوج‌فوج می‌آمدند تا بر پیکر ایشان نماز اقامه کنند. وقتی کنار هم ایستادند نمازی به شکوه ایران برپا شد، میلیون‌ها جمعیت یکپارچه و در کنار هم به دنیا نشان دادند که مانند مشتی گره کرده در کنار هم هستند و از کشورشان دفاع می‌کنند.

گروه جامعه ایرنا- دومین روز وداع، حال و هوایی متفاوت از روز نخست دارد، نه از شور حضور کاسته شده و نه از سنگینی غم. صبح امروز، هزاران نفر در مصلای تهران گرد هم آمدند تا در آیین اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید شرکت کنند. نمازی که در میان اشک، دعا و صلوات، به یکی از ماندگارترین لحظات این وداع تاریخی تبدیل شد.

مراسم وداع با رهبر شهید از ۶ صبح روز گذشته (۱۳ تیرماه) در مصلای امام خمینی آغاز شد و آقای شهید ایران میزبان میلیون ها عاشقی بود که در فراغش اشک می ریختند و بر سر و سینه می زدند، حتی گرمای طاقت فرسای هوا نیز مانع حضور پرشور مردم نشد. پیر و جوان، زن و مرد بدون توجه به این هوا، با عزمی راسخ و گام های استوار پیاده خود را به مصلی می رساندند تا به آقایشان بگویند قدردان زحمات ۳۷ سال رهبری خردمندانه و پدرانه ایشان هستند و هیچگاه فداکاری هایشان را برای عزت و سربلندی ایران فراموش نمی کنند.

اما امروز این آیین رنگ و بوی دیگری به خود گرفته بود، اقامه نماز بر پیکر پاک آقای شهید ایران بیش از پیش این مراسم را آسمانی و عطرآگین کرده بود. پیش از طلوع آفتاب خیل جمعیت به هر طریقی که می‌توانستند در تلاش بودند که خود را به مصلای تهران برسانند تا بر پیکر امام شهید نماز اقامه کنند، امامی که تا پیش از این همواره در جلوی صف بر پیکرهای پاکی نماز خوانده بود. بنابراین دردناک است که اکنون برای چنین انسان فرهیخته ای آخرین نماز خوانده شود.

پیرمردی که صورتش خیس عرق بود و به سختی راه می رفت با چشمانی اشکبار در تلاش بود که خود را برای نماز بر پیکر امام شهید برساند. مادری کودکش را در آغوش داشت و با شتاب پیش می رفت، گویی اصلا متوجه گرمای هوا نبود، فقط می خواست به رهبر شهیدش برسد. جمعیت در خیابان های منتهی به مصلی مانند رودی روان جاری بود، عده ای بر سر و سینه می زدند و پیش می رفتند، عده ای به ظاهر آرام و بی صدا اما با غوغایی در درون قدم بر می داشتند. به مصلی رسیدند، صدای الصلاه شنیده شد، قامت بستند و با هق هقی که از درونشان به بیرون می آمد نماز را بر پیکر آقای شهید آغاز کردند. جمعیت با اشک، پیش نماز را همراهی می کردند، خدا می داند که در دل هر کدام چه ولوله ای برپا بود.

در گوشه‌ و کنار مصلی، صحنه‌هایی از دلدادگی به چشم می‌خورد، مادرانی که اشک می‌ریزند، پدرانی که بی‌صدا به تابوت چشم دوخته‌اند، جوانانی که با زمزمه دعا و صلوات ایستاده‌اند و کودکانی که شاید هنوز معنای کامل این وداع را ندانند، اما سنگینی اندوه را در چهره بزرگ‌ترها احساس می‌کنند.

نماز تمام شد، دل‌هایی که به سمت آسمان رفته بود دوباره به زمین برگشت، دوباره این واقعیت تلخ بر ذهن ها نشست؛ اینکه این نماز برای رهبری بود که تمام غمش افتخار ایران بود و تا آخرین لحظه زندگی پربرکتش هم بر همین اعتقاد ماند و جانش را هم فدای کشور و ملت کرد. بعد از آن بخشی از جمعیت آرام‌آرام مصلی را ترک کردند، اما این پایان حضور مردم نبود، هنوز صف‌های طولانی عزاداران در مسیرهای منتهی به مصلی دیده می‌شود، مردمی که از شهرهای مختلف خود را رسانده‌اند تا پیش از بدرقه نهایی، آخرین نگاه و آخرین سلام را نثار پیکر آقای شهید ایران کنند.

حرکت جمعیت لحظه‌ای متوقف نمی‌شود، عده‌ای پس از نماز و وداع، آرام از مصلی خارج می‌شوند و همزمان گروه‌های دیگری جای آنان را می‌گیرند. این رفت‌ و آمد پیوسته، روایتگر مراسمی است که پایان آن تنها با پایان زمان وداع معنا پیدا می‌کند، گویی هرکس سهمی از این بدرقه تاریخی را برای خود محفوظ می‌داند.

اکنون، مصلی بیش از آنکه یک مکان باشد، به روایت مشترک هزاران دل عزادار تبدیل شده است، جایی که اشک‌ها، دعاها و سکوت‌ها در هم آمیخته‌اند و هر قدمی که به سوی پیکر رهبر شهید برداشته می‌شود، آخرین ادای احترام و آخرین سلامی است که در حافظه این روزهای اندوهگین ثبت خواهد شد.

در پایان آیین اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید، اگرچه بخشی از عزاداران مصلی را ترک کردند، اما جریان حضور مردم همچنان ادامه دارد. گروهی در کنار پیکر مانده‌اند، گروهی تازه از راه می‌رسند و گروهی پس از آخرین وداع، با چشمانی اشکبار راه بازگشت را در پیش می‌گیرند؛ گویی مصلی هنوز ایستگاه آخر دلدادگی است.